جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٤١ - ١٥ کودکان را از کارهای خیر، دلزده نکنیم
را روزه بگِیرد و اکنون از مسلمانان قوِی لبنان است و حتِی نماز شبش هم ترک نمِیشود و مهمترِین کمبودهاِی مالِی جنوب لبنان را تامِین مِیکند. [١]
١٥. کودکان را از کارهاِی خِیر، دلزده نکنِیم
مردى اصلاً با دين پيوندى نداشت. نه تنها اهل نماز و روزه نبود بلکه يك آدم ضد دين بود. ما مدّت زيادى با اين فرد صحبت كرديم تا نرم و ملايم و واقعاً معتقد و مؤمن شود. او روش خود را به كلى تغيير داد نمازش را مِیخواند، روزهاش را هم مِیگرفت. با اين كه ادارى بود كارش به جاِیى رسيد كه در شبستان مرحوم نهاوندى، لباسهاى خود را در مِیآورد و عبا مِیپوشيد و مشغول نماز مِیشد و در جلسات ما هم شركت مِیكرد. مدّتى گذشت ديدم. پيداش نيست. گفتم: لابد به مسافرت رفته است.
بعد معلوم شد كه نماز جماعت نمِیآِید. تحقيق كردم ببينم علّت آن چيست؟ اين مردى كه آن طور به دين و مذهب روِی آورده بود چطور يك مرتبه از مذهب رو برگرداند؟ بعد معلوم شد قضيه از اين قرار بوده که روزِی يكى از مقدس مآبهايى كه تحتالحنك مِیاندازد و امثال اِینها هميشه خودشان را از خدا طلبكار مِیدانند، ناگهان در ميان جمعيت از صف اول بلند مِیشود و بدون مقدمه به او مِیگويد: آِیا شما مسلمان هستيد؟ اين بيچاره در مِیماند كه چه جوابى بدهد مِیگويد، اين چه سؤالى است كه مِیپرسيد من مسلمانم، اگر مسلمان نبودم در مسجد گوهرشاد در صف نماز جماعت نبودم!
او در جواب مِیگويد: اگر مسلمانى چرا ريشت را اين طور كردهاى؟ آن مرد از همانجا سجادهاش را برمِیدارد و مِیگويد: اين مسجد و اين نماز جماعت و اين دين و مذهب مال خودتان باشد. رفت كه رفت. مرحوم شهِید مطهرِی رحمه الله بعد از نقل اِین داستان مِیفرماِید: اين هم يك جور به اصطلاح نهى از منكر و فرارِیدادن و بيزار كردن مردم از دين است. [٢]
[١] نشرِیه حوزه، دوره ٧، شماره ٣٩، تابستان ١٣٦٩، ص: ٣٥-٥٨.
[٢] حماسه حسِینِی، شهِید مطهرِی، ج۱، ص: ۲۳۵.