جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٢٢ - ٥٤ آموزش فرزندان در قالب نمایشی
٥٤. آموزش فرزندان در قالب نماِیشِی
لقمان حكيم براى اين كه فرزند خود را از توقّع مدح و تمجيد مردم رهايى بخشد و ضمير او را از اين انديشه ناشدنى خالى سازد، به او فرمود: در فکر رضاِیت مردم و مدح و ذم مردم نباش كه اِین امر هِیچ موقع به طور کامل حاصل نمِیشود، هرچند در تحصيل آن بكوشِی و نهايت توان خود را در تحقّق آن به کارگِیرِی. (لا تُعلِّق قلبك برضا الناس و مدحهم و ذمهم فان ذلك لا يحصل و لو بالغ بالانسان فى تحصيله بغايه قدرته) فرزند لقمان گفت: معناى اِین كلام چيست؟ دوست دارم اِین گفتار را به طور محسوس به من ارائه نمايى.
لقمان و فرزندش به همراه حِیوانِی از منزل خارج شدند. ابتدا لقمان سوار حِیوان شد و پسر پياده پشت سرش حركت كرد. در بِین راه چند رهگذر به آن دو برخورد کرده و گفتند: اين مرد قسىّالقلب و كمعاطفه را ببين كه خود سوار حِیوان شده و بچهاش را پياده به دنبال خود مِیدواند. لقمان به فرزند گفت: سخن اينان را شنيدى كه سواربودن من و پيادهبودن تو را چگونه تفسِیر کردند؟ حال تو سوار شو و من پياده مِیآيم.
پسر سوار شد و لقمان پياده به راه افتاد. طولى نكشيد كه عدهاى رهگذر رسيده و گفتند: چه پدر و پسر بدى هستند! اما بدى پدر از اين جهت كه فرزند را خوب تربيت نكرده، او سواره است و پدر پياده به دنبال او مِیرود و اما بدِی پسر از اِین جهت که پدر پِیر خود را به دنبال خود مِیدواند.
لقمان گفت: سخن اينان را شنيدى؟ گفت: بلى! فرمود: اينك هر دو نفر با هم سوار شويم. گروه ديگرى رسيده و گفتند: در دل اين دو، رحمت و مهربانِی نيست هر دو بر حِیوان سوار شده و فوق طاقت بر حيوان تحميل نمودهاند. لقمان به فرزند خود فرمود: شنيدى؟ عرض كرد: بلى!
فرمود: اينك هر دو پِیاده مِیروِیم و هِیچکدام بر حِیوان سوار نمِیشوِیم، در اِین هنگام عدهاى گذر كرده و گفتند: اين عجيب است كه خودشان پياده مِیروند و حِیوان را خالى رها كردهاند و هر دو را در اين كار مذمّت نمودند. در اين موقع لقمان به فرزندش فرمود: آيا براى انسانِ با تدبير براِی جلب رضاِیت همه مردم، حيله و تدبيرِی وجود دارد؟(ترى فى تحصيل رضاهم حيله لمحتال) پس در کارهاِی خود تنها در انديشه رضاى خدا باش!