جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١١ - ٣٤ آموزش خوبیها
٣٣. تبعات توقّع و انتظار بِیش از توان فرزند
يكى از علل دروغگويى فرزندان، تحمِیل تكاليف سنگين بر آنها و توقع بيش از طاقت آنان است. سختگيرىهاى والدِین و توقعات فوق طاقت كودكان گاه آنان را به دروغگويى وامِی دارد. ريموند بيچ مِیگويد: دختر جوانى را مِیشناسم كه اكنون يك دروغگوى درمان ناپذير است. او هنگامى كه تنها هفت سال داشت به كلاس درس مِیرفت. پرستارى هر روز دختر را به مدرسه مِیبرد و وظيفه داشت مراقب تكاليف او باشد. در آنجا رسم بود كه شاگردان كلاس بر طبق نمرات طبقهبندى مِیشدند و شاگرد اول و دوم... معين مِیشد.
دختر هر روز كه كيف به دست از كلاس خارج مِیشد با پرسش پرستارش مواجه مِیشد كه مِیگفت: نمره کلاسِی را چند شدى، اگر مِیگفت: اول يا دوم شدهام که مشکلِی نبود. يكبار اتفاق افتاد كه سه نوبت پى در پى، اين بچه در بِین بيست و پنج دانشآموز شاگرد سوم ِیا چهارم شد. به راستى که جاى تحسين داشت. اما با اين وجود پرستار در بار سوم ديگر نتوانست خوددارى كند. در حالِی كه بچه از وحشت دچار بهت شده بود، فرياد زد: پس اين شاگرد سومى تو پايانِی ندارد؟ فردا بايد اول شوى! مِیشنوى اول!
اين امر سخت و جدى در تمام آن روز فكر دختر را به خود مشغول كرد و فردا هم در مدرسه دچار غم و وحشت شد و تمام توجّهش را در انجام تكاليف به كار برد. ولِی متاسفانه بار ديگر نتوانست شاگرد اول شود. هنگامى كه زنگ آخر را زدند، پرستار نزدِیک كلاس در انتظار اين طفل ايستاده بود. همِین كه چشمش به او افتاد فرياد زد: چه خبر؟ دختر كه دلِ گفتن حقيقت را نداشت، پاسخ داد: اول شدم! از اِینجا بود که درغگويى او آغاز شد! چقدر از والدِین هستند که اِینگونه رفتار مِیكنند و فرزندان خود را به دروغ وادار مِیکنند! [١]
٣٤. آموزش خوبِیها
پدرى كه از بىادبى و نافرمانىهاى فرزند خود كلافه شده بود، در مجلسى نزد ديگران از او شكايت كرد و از تربيت او اظهار خستگى و عجز نمود. حاضران در مجلس آن پسر را آوردند و علّت را از خود او پرسِیدند. پسر در جواب گفت: آيا فرزند حقوقى بر پدر دارد؟ آنها در جواب
[١] ما و فرزندان ما، ريموند بيچ، ص: ٦١. با قدرِی تلخِیص.