اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠٥ - «باب شصت و پنجم» در بيان نهى از كلام و جدال و مراء
تكلم كرد و لحن معنى كلام است و انداختن اعراب و ايماء و اشاره و لغت و گردانيدن آواز و در بعضى ديگر از لغات معتبره مسطور است كه لحن بفتح حاء مهمله زيرك شدن و زيرك و باول مفتوح تبانى زده ميل كردن و خطاء كردن در اعراب و خطاء كردن در سخن و دريافتن سخن و سخن گفتن بكسى چنان كه او را دريابد و ديگرى درنيابد و نيز در آن مذكور است كه لحن معنى سخن و خطاء در سخن و خوشخوانى و مشهور سرود گفتن است و آواز خوش و بمعنى اول است قول حق سبحانه و تعالى وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را يعقوب بن يزيد از عمارى از جعفر بن ابراهيم از حضرت صادق ٧ كه فرمود رسول خدا ٦ فرمود بپرهيزيد از جدال كردن با هر مفتون يعنى فريفته و آزموده شده زيرا كه هر مفتونى حجتش فهمانيده و بزبانش داده مىشود تا مدتى بسر آيد و چون مدتش بسر آيد فتنهاش او را بآتش بسوزاند و روايت شده است كه گناهش او را بر افروزد پس او را بسوزاند.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عيسى گفت كه در نامه على بن بلال كه از آن مرد يعنى حضرت كاظم ٧ وارد شده بود اين را خواندم كه از پدرانت : روايت شده كه ايشان از سخن گفتن در دين نهى فرمودهاند و مواليان تو كه متكلمانند روايت را باين وجه تأويل كردهاند كه كسى كه خوب نميداند كه در آن تكلم كند نهى شده و اما كسى كه خوب ميداند كه در آن تكلم كند نهى نشده يا معصوم او را نهى نفرموده پس آيا آن چنانست كه ايشان تاويل كردهاند يا نه و حضرت ٧ در جواب نوشته بود كه آنكه خوب ميداند و آنكه خوب نميداند هيچ يك در آن تكلم نكنند زيرا كه گناهش از نفعش بزرگتر يا بيشتر است.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از محمد بن حسين بن الخطاب از على بن فضال از على بن شجره از ابراهيم بن ابى رجاء برادر طربال كه گفت