اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٤٣ - «باب شصتم» در بيان اينكه خداى تبارك و تعالى با بندگان خود نميكند مگر آنچه را كه از براى ايشان اصلح باشد
از سليمان بن خالد از حضرت ابو عبد اللَّه صادق از پدرش از جدش : كه فرمود رسول خدا ٦ روزى خنديد تا آنكه دندانهاى عقلش ظاهر شد و مراد مبالغه مثل آن حضرت است در خنده كه معظم خندهاش تبسم بود نه آنكه مراد ظاهر ساختن اقصاى دندانها باشد در وقت خنده بر سبيل حقيقت چه آن ممكن نيست و بعضى نواجذ را كه در اين حديث است بمطلق دندانها تفسير كردهاند و بعضى بچهار دندانى كه در چهار پهلوى دندانهاى نيشتر است و آن مردود است بآنچه در لوامع التنزيل ذكر كردهام تتمه حديث بعد از آن حضرت فرمود كه آيا از من نمىپرسيد كه از چه خنديدم عرض كردند بلى يا رسول اللَّه ميپرسيم فرمود كه تعجب كردم از براى مرد مسلمان كه هيچ قضائى نيست كه خدا آن را از برايش قضاء فرمايد مگر آنكه در عاقبت كارش از برايش بهتر يا خوب باشد حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل «رضى اللَّه» عنه گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى از احمد بن محمد بن خالد از پدرش از ابو قتاده قمى كه گفت حديث كرد ما را عبد اللَّه بن يحيى از ابان احمر از حضرت صادق جعفر بن محمد ٨ كه فرمود بحق آن خدائى كه جدم ٦ را بحق بپيمبرى مبعوث گردانيده كه خداى تبارك و تعالى بر اندازه مروت روزى ميدهد و معونت و يارى بر اندازه خرج و مؤنث از آسمان فرود مىآيد و صبر براندازه سختى بلاء نازل مىشود.
حديث كرد ما را حسين بن احمد بن ادريس «رضى اللَّه» عنه تا آخر آنچه در باب قضاء و قدر مذكور شد از حديث هيجدهم.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل رضى اللَّه عنه گفت كه حديث كرد ما را على بن حسين سعدآبادى از احمد بن محمد بن خالد از پدرش از صفوان بن يحيى از محمد بن ابى الهزهاز از على بن حسن كه گفت شنيدم از حضرت صادق ٧ كه ميفرمود خداى عز و جل روزيهاى مؤمنان را از جايى قرار داده كه نمىپندارند و اين بجهت آنست كه بنده چون وجه و راه روزى خود را نشناسد دعايش بسيار شود.