اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٩ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
و اقوال ايشان پيش از خلق ايشان و بعد از آن و در زمان حيوة يا ممات ايشان تا آخر آنچه گذشت و كسى كه ديدها او را دريابد بحقيقت كه علم باو احاطه كرده پس يا امير المؤمنين اين چگونه مىشود و چگونه در آنچه مىشنوى شك نكنم حضرت فرمود كه واى بر تو آنچه را كه در آن شك كرده بياور گفت و خداى تبارك و تعالى را مىيابم كه ميگويد كه وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ يعنى و نيست و نشايد آدمى را كه خدا با او سخن گويد مگر بوحى كه آن كلامى است خفى كه بسرعت دريابند يا از پس پرده كه سخن شنيده شود و كسى ديده نشود يا باينكه بفرستد فرستاده را پس وحى كند بدستورى خويش آنچه را كه خواهد و گفته است كه وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً يعنى و خدا سخن گفت با موسى سخن گفتنى و گفته است كه و ناد بهما ربهما يعنى و نداء و آواز كرد آدم و حواء را پروردگار ايشان و گفته است كه يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ يعنى اى پيغمبر بگو بزنانت و دخترانت و گفته است كه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ يعنى اى فرستاده برسان آنچه را كه فرو فرستاده شده بسوى تو از پروردگارت پس يا امير المؤمنين اين چگونه مىشود و چگونه در آنچه مىشنوى شك نكنم حضرت فرمود كه واى بر تو آنچه را كه در آن شك كرده بياور گفت كه خداى جل ثناؤه را مى يابم كه ميگويد هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا يعنى ميدانى از براى خدا هم نامى را و گاهست كه آدمى سميع و بصير و ملك و رب ناميده مىشود يعنى شنوا و بينا و پادشاه و پروردگار پس يك بار خبر ميدهد كه او را نامهاى بسيار است كه اشتراك دارد و يك بار ميگويد هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا پس اين يا امير المؤمنين چگونه مىشود و چگونه شك نكنم و در آنچه مىشنوى حضرت فرمود كه واى بر تو آنچه را كه در آن شك كرده بياور گفت كه و خداى تبارك اسمه را يافتم كه ميگويد وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ و ميگويد كه وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ يعنى و خدا در روز قيامت بسوى ايشان