اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
ارزق بدرستى كه او از خاندان پيغمبريست و ايشان وارثان علم و دانشمند پس نافع ابن ارزق رو بجانب امام حسين ٧ آورد حضرت امام حسين ٧ باو فرمود كه اى نافع بدرستى كه هر كه بناى دين خود را بر قياس نهاد در همه روزگار پيوسته در غوطه- خوردن باشد و از راه راست مائل و در كجى كوچكننده و رونده و از راه گمراه و دور افتاده باشد و آنچه بگويد خوب و زيبا نباشد اى پسر ارزق خداى خود را وصف ميكنم بآنچه خودش را بآن وصف كرده و او را ميشناسم يا مىشناسانم بآنچه خودش را بآن شناسانيده بحاسها دريافته نميشود و او را بمردم قياس نميتوان كرد پس او نزديكى است كه نچسبيده و دورى است كه دورى ندارد بيگانگى پرستش مىشود و او را پاره پاره فرض نميتوان كرد بآيات معروف است و بعلامات موصوف نيست خدائى مگر او كه بزرگوار و برتر و بلند مرتبه است.
حديث كرد ما را احمد بن هرون فامى رحمة الله گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى از پدرش از احمد بن محمد بن عيسى از محمد خالد برقى از محمد بن ابى عمير از مفضل بن عمر از امام جعفر صادق ٧ كه فرمود هر كه خدا را را بآفريدهاش تشبيه كند مشرك است.
بدرستى كه خداى تبارك و تعالى بچيزى شباهت ندارد و چيزى باو نميماند و هر چه در وهم و خيال واقع شود آن جناب بخلاف آنست.
مترجم گويد كه مؤلف بعد از اين حديث گفته كه مصنف اين كتاب رحمة اللَّه گفته است كه دليل بر اينكه خداى سبحانه بچيزى از آفريدهاش شباهت ندارد از راهى از راهها و بجهتى از جهات آنست كه از براى چيزى از افعالش جهتى نيست مگر آنكه محدث و موجود است كه ديگرى آن را پديد آورده و هيچ جهت محدثه نيست مگر آنكه دلالت ميكند بر حدوث كسى كه اين جهت از براى اوست پس اگر خداى جل- ثناؤه بچيزى از آنها ميمانست هر آينه آن جهت بر حدوثش دلالت ميكرد از آنجا كه بر حدوث كسى كه اين جهت از براى او است دلالت ميكرد زيرا كه دو چيز كه مانند يك ديگر باشند در عقول يك حكم را اقتضاء ميكنند از آنجا كه بجهت آن بيكديگر