اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣٣ - باب پنجاه و نهم در ذكر اطفال و عدل خداى عز و جل در باب ايشان
در عذاب آتش باشد نه از خلود در دوزخ يا استثناء باعتبار ابتداء و آغاز است بدرستى كه پروردگار تو كننده است هر چيزى را كه خواهد و اما آنان كه نيك بخت شدند پس در بهشتند در حالتى كه جاويدانند در آن مادامى كه آسمانها و زمين باشند و مگر آنچه خواهد پروردگار تو كه ايشان را بمرتبه بلندتر از آن برساند كه زياده بر رتبه ايشان است يا مراد تعليق هر محال باشد كه آن خواست خدا است بخروج ايشان از بهشت يا استثناء باعتبار ابتداء است در حالى كه بخشش است نه منقطع و بريده يعنى الى غير النهايه ممتد و كشيده باشد.
حديث كرد ما را احمد بن زياد بن جعفر همدانى «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از عبد السلام بن صالح هروى از حضرت امام رضا ٧ كه گفت بآن حضرت عرض كردم كه بچه علت خداى عز و جل در زمان نوح ٧ همه دنيا را غرق كرد و در ميان ايشان اطفال و كسى بود كه او را هيچ گناهى نبود حضرت فرمود كه در ميانه ايشان اطفال نبود زيرا كه خداى عز و جل چهل سال صلبهاى قوم نوح و رحمهاى زنان ايشان را عقيم و خشك گردانيد كه كسى را فرزند نشد و نسل ايشان منقطع و بريده شد پس غرق شدند و هيچ طفلى در ميان ايشان نبود و خداى عز و جل چنان نيست كه بعذاب خويش هلاك گرداند كسى را كه گناهى از برايش نباشد و اما باقى ماندگان از قوم نوح ٧ غرق شدند بجهت آنكه ايشان نوح پيغمبر خدا ٧ را بدروغ نسبت دادند و سائر ايشان برضامندى ايشان بتكذيب مكذبان غرق شدند و هر كه از امرى پنهان باشد و بآن راضى شود چون كسى باشد كه آن را حاضر بوده و بجاى آورده.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى الله» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از عباس بن معروف از محمد بن سنان از طلحة بن زيد از حضرت جعفر بن محمد از پدرش ٨ كه فرمود فرزندان مسلمانان ايشانند كه در نزد خداى عز و جل موسوماند به درخواستكننده كه درخواستش قبول مىشود و چون بدوازده سال برسند خوبيها از براى ايشان نوشته شود و چون بخواب ديدن يعنى