اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٢ - «باب شصت و يكم» در بيان امر و نهى و وعد و وعيد
حمزة بن حمران از حضرت صادق ٧ كه فرمود هر كه قصد حسنه كند و آن را بعمل نياورد يك حسنه از برايش نوشته شود پس اگر آن را بعمل آورد ده حسنه از برايش نوشته شود و خدا اين را مضاعف ميگرداند از براى هر كه خواهد تا هفتصد حسنه و هر كه قصد بدى كند و آن را بعمل نياورد بر او نوشته نشود تا آنكه آن را بعمل آورد پس اگر آن را بعمل نياورد يكحسنه از برايش نوشته شود و اگر آن را بعمل آورد نه ساعت مهلت داده شود پس اگر توبه كرد و بر آن پشيمان شد بر او نوشته نشود و اگر توبه نكرد بر آن پشيمان نشد يك گناه بر او نوشته شود.
حديث كرد ما را محمد بن محمد بن غالب شافعى گفت كه خبر داد ما را ابو محمد مجاهدين اعين بن داود گفت كه خبر داد ما را عيسى بن احمد عقلانى گفت كه خبر داد ما را نصر بن شميل گفت كه خبر داد ما را اسرائيل گفت كه خبر داد ما را ثوير از پدرش كه على ٧ فرمود كه در قرآن آيه نيست كه در نزد من دوستتر باشد از قول خداى عز و جل إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ بآن معنى كه در باب اول گذشت.
حديث كرد ما را ابو نصر محمد بن احمد بن تميم سرخسى در سرخس گفت كه حديث كرد ما را ابو لبيد محمد بن ادريس شامى تا آخر آنچه در باب اول گذشت از حديث بيست و چهارم حتى بيان مؤلف رحمة اللَّه مگر آنكه آخر حديث در اين چنين است كه گفت آرى گفتم و هر چند كه شراب بياشامد گفت آرى و چون محض تكرار بود لهذا بحواله بر آنچه ترجمه شده بود اكتفاء نمودم.
حديث كرد ما را پدرم ره گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از محمد بن ابى عمير از معاذ جوهرى از حضرت صادق جعفر بن محمد از پدرانش : از رسول خدا ٦ از جبرئيل ٧ كه گفت خداى جل جلاله فرمود كه هر كه گناهى بكند خواه گناه كوچك باشد و خواه بزرگ و او نداند كه مرا ميرسد كه او را معذب سازم يا از او عفو كنم و درگذرم هرگز آن گناه را از برايش نيامرزم و هر كه گناهى را بعمل آورد خواه آن گناه كوچك باشد و خواه بزرگ و او بداند كه مرا ميرسد كه او را معذب سازم و از او عفو كنم از او عفو كنم.