اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣٤ - باب پنجاه و نهم در ذكر اطفال و عدل خداى عز و جل در باب ايشان
محتلم شدن برسند و مراد اين است كه چون بالغ شوند گناهان بر ايشان نوشته شود و ذكر احتلام بجهت آنست كه آن روشنتر دليلى است بر بلوغ با غلبه كه دارد حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى اللَّه» گفتند كه حديث كردند ما را محمد بن يحيى عطار و احمد بن ادريس هر دو از محمد بن احمد بن عمران اشعرى از على بن اسماعيل از حماد بن عيسى از حريز از زراره از حضرت باقر ٧ كه فرمود چون روز قيامت شود خداى عز و جل بر هفت كس حجت آورد بر طفل و كسى كه در ميانه دو پيغمبر مرده و شيخ كبير و پير مسنى كه پيغمبر را دريافته و حال آنكه او در نمييابد و ابله يعنى كسى كه در امور دنيا كم عقل باشد و ديوانه كه هيچ عقل ندارد و كر و گنگ پس هر يك از ايشان بر خداى عز و جل حجت مىآورد حضرت فرمود پس خداى تبارك و تعالى فرستاده را بسوى ايشان ميفرستد و آتشى را از براى ايشان مىافروزد و ميگويد كه پروردگار شما شما را امر ميفرمايد كه در اين آتش جهيد پس هر كه در آن جهد بر او سرد و سلامت باشد و هر كه نافرمانى كند بسوى آتش دوزخ رانده شود.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى الله» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از فضل بن عامر از موسى بن قاسم بجلى از حماد بن عيسى از حريز از زرارة بن اعين كه گفت حضرت باقر ٧ را ديدم كه بر پسرى از امام جعفر ٧ نماز كرد و بر او تكبير گفت بعد از آن فرمود كه اى زراره بدرستى كه اين و امثال اين نماز بر او نميشود و اگر نه اين بود كه مردم ميگويند كه بنى هاشم بر كودكان نماز نميكنند بر او نماز نميكردم زراره ميگويد كه عرض كردم آيا رسول خدا ٦ از ايشان سؤال شد فرمود آرى از ايشان سؤال شد پس آن حضرت ٦ فرمود كه خداى تبارك و تعالى داناتر است بآنچه عامل بودند بعد از آن فرمود كه اى زراره آيا ميدانى كه معنى قول آن حضرت كه خدا داناتر است بآنچه عامل بودند چيست زراره ميگويد كه عرض كردم نه بخدا سوگند فرمود كه خداى عز و جل را در باب ايشان مشيت است بدرستى كه چون قيامت شود خداى تبارك و تعالى بر هفت كس حجت