اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٦٣ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
و بداند كه چه ميدانى و هر آينه بر بنيادى استوارى ندارد بنا گذاشته و بخدا قسم كه آنچه بنا گذاشته بد بنائيست حضرت ٧ بمن فرمود كه بناى او در اين باب چيست عرض كردم كه اصحاب بدعتها و كلام يعنى حكما و متكلمان خلاف علمايند و بيانش آنست كه عالم چيزى را كه ناشايسته و ناشناخته نباشد انكار نميكند و اصحاب مقالات و متكلمان و اهل شرك اصحاب انكار و مباحثهاند كه يك ديگر را ناگاه ميگيرند و حيران و سرگردان ميكنند اگر بر ايشان حجت آورى كه خدا يكيست ميگويند كه يكى بودن او را تصحيح و درست كن و اگر بگوئى كه محمد فرستاده خدا است ميگويند كه رسالت و پيغمبرى او را ثابت كن بعد از آن با اين كس مباحثه ميكنند و او را سرگردان مينمايند و او بحجت خويش بر ايشان باطل ميكند و ايشان با او مغالطه مينمايند و او را در غلط ميافكنند تا آنكه قول خود را واميگذارد پس از ايشان حذر كن و بترس فداى تو گردم حسن ميگويد كه حضرت ٧ تبسم فرمود و بعد از آن فرمود كه اى نوفلى آيا ميترسى كه حجت مرا بر من قطع كنند و مرا نگذارند كه آن را تمام كنم عرض كردم بخدا قسم من هرگز بر تو نترسيده ام و اميد دارم كه خدا تو را بر ايشان ظفر و فيروزى دهد ان شاء اللَّه حضرت بمن فرمود اى نوفلى آيا دوست ميدارى كه بدانى كه مأمون كى پشيمان مىشود عرض كردم آرى حضرت ٧ فرمود كه چون حجت آوردن مرا بر اهل تورية بتورية ايشان بشنود و همچنين بر اهل انجيل بانجيل ايشان و بر اهل زبور بزبور ايشان و بر صائبان بزبان عبرى ايشان و بر صاحبان آتشكده بلغت فارسى ايشان و بر اهل روم بزبان رومى ايشان و بر اصحاب مقالات بلغتهاى ايشان و چون هر صنفى را قطع كنم و مغلوب سازم و حجتش باطل شود و گفتار خود را واگذارد و بقول من رجوع كند مأمون بداند كه آنجائى كه او در راه آنست استحقاق آن را ندارد و او سزاوار از براى آن نيست پس در نزد آن پشيمانى از او خواهد بود و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و چون صبح كرديم فضل بن سهل بنزد ما آمد و بآن حضرت عرض كرد كه فداى تو گردم پسر عمويت تو را انتظار ميكشد و قوم اجتماع كردهاند پس رائيت در باب آمدن در نزد او چيست حضرت امام رضا ٧ بفضل فرمود كه مرا پيشى گير كه من بجانب شما مىآيم