اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦ - «باب اول» در بيان ثواب موحدان و عارفان
حديث كرد مرا ابراهيم بن اسحق نهاوندى از عبد اللَّه بن حماد انصارى از حسين بن يحيى- بن حسين از عمرو بن طلحه از اسباط بن ابى نصر. از عكرمه از ابن عباس كه گفت رسول خدا ٦ فرمود «قسم بآن كسى كه مرا بحق پيغمبرى فرستاده كه خدا هرگز هيچ صاحب توحيدى را بآتش دوزخ عذاب نميفرمايد و بدرستى كه اهل توحيد شفاعت ميكنند و شفاعت ايشان قبول مىشود» بعد از آن حضرت ٧ فرمود «كه چون روز قيامت شود خداى تبارك و تعالى بفرمايد كه گروهى را كه در دار دنيا كردارهاى ايشان بد بوده بسوى آتش دوزخ برند پس ايشان عرض ميكنند كه اى پروردگار ما چگونه ما را داخل آتش ميكنى با آنكه ما در دار دنيا اقرار بيگانگى تو ميكرديم و چگونه زبانهاى ما را بآتش ميسوزانى با آنكه در دار دنيا بيگانگى تو اقرار كرده و چگونه دلهاى ما را ميسوزانى با آنكه بر
لا اله الا انت
بسته شده و بآن اعتقاد كرده يا چگونه رويهاى ما را ميسوزانى با آنكه آنها را از براى تو در خاك ماليدهايم يا چگونه دستهاى ما را ميسوزانى با آنكه آنها را بدعاء بسوى تو برداشتهايم پس خداى عز و جل ميفرمايد كه اى بندگان من عملهاى شما در دار دنيا بد بود و باين سبب جزاى شما آتش جهنم است عرض ميكنند كه اى پروردگار ما عفو و گذشت تو بزرگتر است يا گناه ما خداى عز و جل ميفرمايد بلكه عفو من عرض ميكنند رحمت تو وسيعتر است يا گناهان ما خداى عز و جل ميفرمايد بلكه رحمت من عرض ميكنند كه اقرار ما بتوحيد تو بزرگتر است يا گناهان ما خداى عز و جل مىفرمايد بلكه اقرار شما بتوحيد من بزرگتر است عرض ميكنند كه اى پروردگار ما پس بايد كه عفو و رحمتت كه هر چيزى را فرا گرفته ما را فرا گيرد خداى عز و جل مىفرمايد كه اى فرشتگان من بعزت و جلال خودم سوگند كه هيچ آفريده را نيافريدم كه در نزد من دوستتر باشد از كسانى كه از براى من بتوحيد من اقرار دارند باينكه خدائى غير از من نيست و سزاوار است بر من كه اهل توحيدم را بآتش نسوزانم بندگان مرا داخل بهشت كنيد».
حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد ما را حسن بن على سكرى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن زكريا جوهرى بصرى گفت كه حديث كرد ما را