اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١٦ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
معنى ربوبيت از براى او و ربيون آنانند كه با پيغمبران : صبر كردند.
«مترجم گويد» كه در شرح عده لغت مذكور است كه ربيون علماءاند و مفردش ربى بر وزن جنبى است و بعضى گفتهاند كه جماعتهايند و ربانيون فقهاء و اشرافند و مفرد آنها ربانى است و ابن اعرابى گفته است كه ربانى آنست كه درجه و پايهاش در علم عالى و بلند باشد و قول خداى تعالى كُونُوا رَبَّانِيِّينَ ربانيون ارباب علماند كه ميدانند و عمل ميكنند بآنچه ميدانند و اصل آن از رب است يعنى پروريدن زيرا كه ايشان علم را ميپرورند و بعضى از اهل علم گفته كه ربانيون دانايان بحلال و حراماند.
رحمان رحمان معنيش خدائى است كه رحمتش بر بندگانش واسع است و ايشان را بروزى و انعام بر ايشان نعيم ميدهد و گفته مىشود كه آن نامى است از نامهاى خداى تبارك و تعالى كه در كتابها ذكر شده و او را در آن همنامى نيست و مرد را دلرحيم ميگويند و دلرحمن نميگويند زيرا كه رحمان قدرت بر كشف بلوى و بردن زحمت دارد و رحيم از خلقش بر آن قدرت ندارد و گروهى تجويز كردهاند كه مرد را رحمان بگويند و از آن غابت و نهايت در رحمت را اراده نمودهاند و اين خطاء است و رحمان رحمان است بهمه عالم و رحيم مؤمنان بخصوص است.
«رحيم» رحيم معنيش اين كه خدا رحيم است بمؤمنان كه ايشان را در عاقبت امرشان برحمت خود مخصوص ميسازد چنان كه خداى عز و جل فرموده كه وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً يعنى و بود خدا بمؤمنان مهربان و هست و خواهد بود و رحمان و رحيم دو اسمند كه مشتقاند از رحمت و بروزن ندمان و نديماند كه بمعنى هم صحبتاند و معنى رحمت نعمت است و راحم منعم چنان كه خداى تعالى برسولش ٦ فرموده كه وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ يعنى و نفرستاديم تو را مگر رحمت و بخشايشى از براى عالميان يعنى نعمت بر ايشان و معنى رحمت رقت و دلنرمى نيست زيرا كه رقت از خدا منفى است و جز اين نيست كه رقيق القلب از مردمان كه دلرحيم باشد برحيم ناميده شده بجهت بسيارى يافت