اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٢٦ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
آنها از حيوان شكافته شدند كه حيوان از آنها بيرون آمد و دانه و استخوان خرما را شكافت پس آنها از گياه شكافته شدند كه گياه از آنها بيرون آمد و زمين را شكافت پس آن شكافته شد از هر چه از آن بيرون آورد و اين چون قول خداى عز و جل است كه. وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ يعنى و سوگند بزمين كه خداوند شكافتن است يعنى شكافته مىشود تا از آن نباتات بيرون مىآيد و چشمها روان مىشود و خدا آن را شكافت پس آن شكافته شد و تاريكى را شكافت پس آن از عمود صبح شكافته شد و آسمان را شكافت پس آن از باران شكافته شد و دريا را از براى موسى ٧ شكافت فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ يعنى پس دريا شكافته شد و دوازده را پديد آمد.
پس بود هر پاره كه از هم جدا شده بود چون كوه بزرگ يعنى مانند كوه بلند بر آمده و قرار گرفته.
«قديم» قديم معنيش آنست كه خدا همه چيزها را پيشگيرنده است و هر صاحب تقدمى كه چيزى را پيشى گرفته قديم ناميده مىشود هر گاه در وصف آن مبالغه شود و ليكن خداى سبحانه قديم است بخودى خود بدون اول و پايانى و باقى چيزها اول و پايانى دارند و در آغاز آنها اين نام از براى آنها نبوده و آنها از راهى قديم و از راهى محدثند كه خدا آنها را احداث فرموده و بعضى گفتهاند كه معنيش آنست كه خدا موجوديست كه هميشه بوده و هر گاه غير آن جناب عز و جل را گويند كه قديم است بر وجه مجاز باشد زيرا كه غير او محدث است و قديم نيست.
«ملك» ملك مالك ملك و خداوند پادشاهيست كه هر چيزى را مالك شده و ملكوت بمعنى ملك و پادشاهى خداى عز و جل است و تاء در آن زياد شده چنان كه در رهبوت و رحموت زياده شده و عرب ميگويد كه رهبوت خير من رحموت يعنى هر آينه اگر ترسيده شوى بهتر است از آنكه رحم كرده شوى و اين مثل است و زمخشرى در مستقصى الامثال اين را ذكر كرده و گفته كه مرا رحمت و رهبت است و در قاموس اين را در ماده رهب و رحم هر دو ذكر كرده و در ماده رحم گفته كه و رهبوت خير لك من رحموت و