اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٨ - باب ششم در بيان آنكه خداى عز و جل جسم و صورت هيچ يك نيست
بخدمت امام رضا ٧ آمدم كه او را از توحيد خدا سؤال كنم پس آن حضرت بر من املاء نمود كه از بر فرمود و من نوشتم كه هر ستايش و سپاسى كه بود و هست و خواهد بود ثابت است از براى خدا كه چيزها را شكافته و پديد آورده از كتم عدم بعرصه وجود پديد آوردنى بدون ماده و مثال و نمونه و آنها را اختراع فرموده و از سر نو پيدا نموده اختراعى بدون علت و صورت بقدرت و حكمت خويش نه آنها را از چيزى آفريده كه اختراع باطل شود و نه بجهت علتى خلق فرموده كه ابتداع صحيح نباشد چه اختراع از نو چيزى پيدا كردن و ابتداع چيز نو آوردنست آنچه را كه خواسته آفريده بآن كيفيتى كه خواسته در حالتى كه متوحد و تنها است باين آفرينش بجهت اظهار استوارى كارى و درست كردارى و حقيقت پروردگارى خويش و عقلها او را ضبط نتوانند نمود و خيالها باو نميرسند و ديدها او را در نيابند و اندازه باو احاطه نكند عبادت و سخن در نزد بيان وصف او باو نرسيده درمانده و ديدها و در نزد او كند و وامانده و گردشهاى صفات در او گمراه شد و راهى نجسته و در پرده رفته بىپرده كه از نظرها دور باشد و پنهان شده بىپوششى كه مستور باشد چه در عين خفاء كمال ظهور دارد شناخته شده بغير ديدن و وصف شده بغير صورت و منعوت است بغير جسم كه نه جسم است و نه صورت نيست خدائى مگر او كه بزرگواريست عظيم الشأن و برتر از همه يا بلند مرتبه است.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عبد اللَّه بن احمد بن ابى عبد اللَّه برقى «رضى» از پدرش از جدش احمد بن ابى عبد اللَّه از احمد بن محمد بن ابى نصر از محمد بن حكيم كه گفت قول هشام جواليقى را از براى حضرت كاظم ٧ وصف كردم و قول هشام بن حكم را كه خدا جسم است از برايش حكايت نمودم حضرت ٧ فرمود كه چيزى بخداى تعالى نميماند كدام سخن زشت و ناسزا يا بيهوده بزرگتر است از گفتار كسى كه وصف ميكند آفريننده همه چيز را بجسم يا صورت يا بيكى از آفريدگانش يا بتحديد و اندازه نمودن يا باعضاء كه از براى او عضوها را قرار دهد برتر است خدا از اين عيب كه ايشان ميگويند برترى بزرگ.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق رحمه اللَّه گفت كه حديث