اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٠١ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
بزرگوارتر و كريمتر و عزيزتر و متبارك و متعالى است از آنكه وصفكنندگان او را وصف كنند مگر بآنچه خود خود را بآن وصف فرموده در قول خويش كه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ آن مرد عرض كرد كه يا امير المؤمنين اندوه را از من بردى خدا اندوه را از تو ببرد و گرهى را از من گشودى حضرت فرمود و اما قول آن جناب بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ و ذكر كردنش مؤمنانى را كه ظن دارند كه پروردگار خود را ملاقات ميكنند و قول آن جناب در باره غير ايشان إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ كه ترجمهاش اينست كه پس از پى در آورد بخل و منع زكاة ايشان را نفاقى متمكن در دلهاى ايشان كه راسخ باشد و زائل نگردد تا روزى كه ببينند او را بآنچه خلف كردند با خدا آنچه را وعده داده بودند او را و قول آن جناب كه فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً بآن معنى است كه ذكر مىشود اما قول آن جناب بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ يعنى بعث و بر انگيختن از قبرها و خداى عز و جل آن را لقاء و ديدن خود ناميده و همچنين ذكر مؤمنانى كه ظن دارند كه پروردگار خود را ملاقات ميكنند يعنى يقين دارند كه ايشان مبعوث و محشور ميشوند و بثواب و عقاب جزاء داده خواهند شد و ظن در اينجا بمعنى يقين است و همچنين قول آن جناب فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً و قول آن جناب مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ يعنى كسى كه ايمان داشته باشد باينكه مبعوث است كه خدا او را زنده خواهد كرد پس بدرستى كه وعده خدا آينده است از ثواب و عقاب پس لقاء در اينجا ديدن نيست و لقاء همان بعث است پس همه آنچه را كه در كتاب خدا است از لقاى او بفهم چه آن جناب بآن بعث را قصد دارد و همچنين قول آن جناب تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ قصد ميفرمايد كه ايمان از دلهاى ايشان زائل نميشود در روزى كه مبعوث مىشوند آن مرد عرض كرد كه يا امير المؤمنين اندوه را از دل من بردى خدا اندوه را از تو ببرد و گرهى را از من گشودى حضرت فرمود و اما قول آن جناب وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها يعنى يقين كردند كه ايشان در آن داخلشوندگانند و اما قول آن جناب بر سبيل حكايت كه إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ