اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٧ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
مىآفريند خلق الخلائق خلقا و خلقة بفتح هر دو و خليقه بمعنى خلق است و جمع هر دو خلائق است و ابن شميل گفته كه خلق آدميانند و خليقه چارپايان و جنبدگان و خلق در لغت اندازه كردن تو است كه چيزى را اندازه كنى و در مثل گفته مىشود كه انى اذا خلقت فريت لا كمن يخلق و لا يفرى يعنى بدرستى كه چون اندازه كنم ميبرم نه چون كسى كه اندازه ميكند و نميبرد و مراد اينست كه هر چه گفتم ميكنم و هر بنائى كه گذاشتم بعمل مىآورم و در كارها عزم دارم و در قول امامان ما : واقع شده كه كارهاى بندگان مخلوق است بخلق تقدير و اندازه كردن نه خلق تكوين و هستى دادن و خلق كردن عيسى ٧ از گل چيزى را چون هيئات و صورت مرغ نيز خلق تقدير است و هستى دهنده مرغ و خالق آن در حقيقت همان خداى عز و جل است.
خَيْرُ النَّاصِرِينَ خير الناصرين و خير الراحمين معنيش آنست كه فاعل خير كه خوبى مىكند چون اين امر از او بسيار شود از روى توسع و مجاز خير ناميده مىشود.
«ديان» ديان همانست كه بندگان را دين و ايشان را جزاء ميدهد بكارهاى ايشان و دين بمعنى جزاء است و جمع نميشود زيرا كه آن مصدر است يعنى پاداش دادن گفته مىشود كه دان يدين دينا يعنى جزاء داد جزاء دادنى و در قاموس مصدر را بفتح گفته و گفته كه كسره داده مىشود و در مثل گفته مىشود كه كما تدين تدان يعنى كما تجزى تجزى چنان كه جزاء ميدهى جزاء داده ميشوى و مراد اينست كه چنان كه ميكنى جزاء داده مىشوى و ذكر كردن كلمه اول بلفظ دويم باعتبار مزاوجت است و شاعر گفته كه:
|
كما يدين الفتى يوم يدان به |
من يزرع الثوم لا يقلعه ريحانا. |
|
يعنى چنان كه جوان مرد جزاء ميدهد و ميكند روزى جزاء داده مىشود بآن هر كه سير ميكارد نميكند آن را در حالتى كه ريحان باشد و ريحان گياه خوشبو است و چه خوش گفته آنكه گفته كه:
|
گندم از گندم برويد جو ز جو |
از مكافات عمل غافل مشو |
|
«شكور» شكور و شاكر معنى اين دو نام آنست كه خدا از براى بنده عملش