اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٩ - «باب شصت و پنجم» در بيان نهى از كلام و جدال و مراء
حسدى بود از او با آن حضرت و از براى منزله و مرتبهاش از علم و دانش پس چنان بود كه كسى با آن حضرت سخن نميگفت مگر آنكه از برايش بفضل و افزونى اقرار مينمود و حجت را از برايش بر خويش ملزم ميشد زيرا كه خداى تعالى ذكره اباء و امتناع فرموده مگر آنكه كلمه و سخن خود را بلند گرداند و نورش را تمام و كامل كند و حجتش را يارى دهد و آن جناب تبارك و تعالى در كتاب خويش چنين وعده نموده و فرموده كه إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا (يعنى بدرستى كه ما يارى ميدهيم فرستادگان و پيغمبران خود را و كسانى را كه ايمان آوردهاند در زندگانى دنيا) و مقصودش از كسانى كه ايمان آوردهاند امامان راهنمايانند : و پيروان ايشان كه با ايشان معرفت دارند و ايشان را ميشناسند و از ايشان فرا ميگيرند چه خدا ايشان را بحجت بر مخالفان ايشان يارى ميدهد مادام كه در دنيا باشند و در آخرت با ايشان چنين خواهد كرد و بدرستى كه خدا وعده خود را خلف نميكند و در قرآن بعد از آنچه مذكور شد چنين است كه وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ (يعنى و نيز يارى دهيم ايشان را در روزى كه بر پا ميشوند گواهان يعنى در روز قيامت.
«باب شصت و پنجم» در بيان نهى از كلام و جدال و مراء
و كلام بفتح كاف سخن و سخن گفتن باشد و آن از باب تفعيل است و مراد سخن گفتن مخصوص است و جدال بكسر جيم و كاويدنست بدشمنى و دشمنى كردن و مراء چون جدال ستيزه كردن و هر دو از باب مفاعله است كه فعل از طرفين ناشى مىشود.
پدرم رحمة اللَّه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از على بن رئاب از ابو بصير كه گفت حضرت باقر ٧ فرمود كه در خلق خدا و عجائب صنع او سخن گوئيد و در خدا سخن مگوئيد زيرا كه سخن گفتن در خداى چيزى را نيفزايد مگر سرگردانى. و بهمين اسناد از حسن بن