اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٧ - باب شصت و چهارم در ذكر مجلس امام رضا(ع) با سليمان مروزى متكلم خراسان در نزد مأمون در باب توحيد
فرموده كه يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ و آن جناب عز و جل فرموده كه يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ (يعنى پاك و نابود ميكند خدا نقش آنچه را كه خواهد و صلاح داند از لوح محو و اثبات مىفرمايد در آن صورت آنچه را كه خواهد و مصلحت بيند و در نزد او است اصل كتاب كه لوح محفوظ است و چيزى نيست مگر آنكه در آن نوشته شده) تتمه كلام حضرت ٧ و حال آنكه از امر فارغ شده يعنى با فراغ از امر چگونه اين و آيه را فرموده سليمان هيچ جواب نداد امام رضا ٧ فرمود كه اى سليمان آيا ميدانيد كه انسانى ميباشد و اراده ندارد كه هرگز انسانى را بيافريند و ميداند كه انسانى امروز ميميرد و اراده ندارد كه امروز بميرد سليمان گفت آرى امام رضا ٧ فرمود كه پس ميداند كه آنچه اراده دارد كه باشد ميباشد يا ميداند كه آنچه اراده ندارد كه باشد ميباشد سليمان گفت ميداند كه هر دو ميباشد امام رضا ٧ فرمود كه هر گاه چنين باشد ميداند كه انسانى در يك حالت زندهايست مرده و ايستاده ايست نشسته و كور بينائى است و اين محال و ممتنع است سليمان گفت فداى تو گردم پس او ميداند كه يكى از اين دو امر ميباشد نه امر ديگر حضرت فرمود باكى نيست پس كدام يك از اين دو امر ميباشد يعنى آنچه اراده كرده كه باشد يا آنچه اراده نكرده نكرده كه باشد سليمان گفت كه آنچه اراده كرده كه باشد پس امام رضا ٧ و مأمون و اصحاب مقالات همه خنديدند امام رضا ٧ فرمود كه غلط كردى و واگذاشتى قول خود را كه خدا ميداند كه انسانى امروز ميميرد و او اراده ندارد كه امروز بميرد و او ميداند كه خلقى را ميافريند و ميداند كه او را اراده ندارد كه ايشان را بيافريند و هر گاه علم در نزد شما جائز نباشد بجهت آنچه اراده نكرده باشد كه باشد جز اين نيست كه ميباشد آنچه اراده كرده باشد كه باشد سليمان گفت جز اين نيست كه قول من آنست كه اراده نه او است و نه غير او امام رضا ٧ فرمود كه اى جاهل هر گاه گفتى كه اراده خدا نيست آن را غير خدا قرار داده و هر گاه گفتى كه آن غير از او نيست اراده را او قرار داده سليمان گفت پس او ميداند كه چگونه چيزى ميسازد حضرت فرمود كه آرى سليمان گفت پس بدرستى كه اين اثبات از براى چيزيست امام رضا ٧ فرمود كه سخن محالى گفتى زيرا كه مرد گاه باشد كه بنائى خوب ميداند و هر چند كه جايى را نساخته باشد و خياطى