اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١ - باب دويم در بيان توحيد و نفى تشبيه و مراد از نفى تشبيه متصف نبودن آن جناب است بصفات ممكنات و عدم اشتراك با ايشان در حقيقت صفات
وصف ميكنم پس خدائى نيست مگر خدا كه بزرگيست در غايت بزرگى و بزرگوارى است در نهايت بزرگوارى و عزيزيست در منتهاى عزت و برتر است از آنچه ستمكاران ميگويند برترى بزرگ مترجم گويد: كه كلينى رضوان اللَّه عليه اين خطبه را در كتاب مستطاب كافى ذكر كرده و بعد از ذكر مدح و ثنائى كه در خور قابليت اين خطبه است بعضى از فقرات آن را شرح نموده كه ترجمه آن را در كتاب تحفة الاولياء بيان كرده ام هر كه خواهد بآن كتاب رجوع كند.
حديث كرد ما را باين خطبه احمد بن محمد بن صقر صائغ گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عباس بن مسلم يا بسام گفت كه حديث كرد مرا ابو زيد سعيد بن محمد بصرى گفت كه حديث كرد مرا عمره دختر اوس گفت كه حديث كرد مرا جدم حصين بن عبد الرحمن از پدرش از ابو عبد اللَّه حضرت جعفر بن محمد از پدرش از جدش : كه امير المؤمنين ٧ در هنگامى كه مردم را امر فرمود كه مهياى جنك معويه شوند در نوبت دويم اين خطبه را خواند.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد (رضى) گفت كه حديث كردند ما را محمد بن حسن صفار و سعد بن عبد اللَّه هر دو از احمد بن محمد بن عيسى و هيثم بن ابى مسروق نهدى و محمد بن حسين بن ابى الخطاب همه ايشان از حسن بن محبوب از عمرو بن ابى المقدام از اسحق بن غالب از حضرت امام جعفر صادق از پدرش عليهما السلم كه فرمود رسول خدا ٦ در بعضى از خطبههاى خويش فرمود كه سپاس و ستايش خدائى را سزا است كه در اولويت خود تنها بوده و در ازليتش بالهيت و خدائى بزرگى را بر خود بسته و بكبرياء و جبروتش تكبر و بزرگوارى مينمود ابتدا كرد آنچه را اختراع فرمود و ايجاد كرد آنچه را آفريد باينكه آنها را از سر نو بديد آورد بدون مثال و مانندى مانند آنكه چنان باشد كه پيشى گرفته شده باشد بچيزى از آنچه آفريد پروردگار ما كه قديم است بلطف ربوبيت و پروردگارى خويش و بعلم آگاهى و اطلاع خود شكافت و گشود