اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٤١ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
نيست و نه تفاوت و فسادى دارد.
«مترجم گويد» كه شمردن تبارك كه فعل است از جمله نامهاى خدا چون شمردن لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ باشد كه جمله فعليه است از آنها يعنى فرا نگيرد خدا را پينكى و نه خواب كه مراد از آن بنا بر قولى غفلت از امور نزديك و دور است و سببش آنست كه مراد از نام در اينجا هر چيزيست كه دلالت بر ذات يا صفات آن جناب كند خواه اسم باشد و خواه فعل و خواه مفرد باشد و خواه جمله.
حديث كردند ما را چندين نفر گفتند كه حديث كرد ما را محمد بن همام از على بن حسن كه گفت حديث كرد مرا جعفر بن يحيى خزاعى از پدرش كه گفت با حضرت صادق ٧ بر بعضى از مواليانش داخل شدم كه او را عيادت كنيم پس آن مرد را ديدم كه از قول آه بسيار ميكرد و مكرر آه ميگفت من باو گفتم كه اى برادر من پروردگارت را ياد كن و باو استغاثه نما حضرت صادق ٧ فرموده كه آه نامى است از نامهاى خداى عز و جل پس كسى كه آه بگويد بخداى تبارك و تعالى استغاثه نموده.
حديث كرد ما را أبو الحسن على بن عبد اللَّه بن احمد اصفهانى اسوارى گفت كه حديث كرد ما را مكى بن احمد بن سعدويه بردعى گفت كه خبر داد ما را ابو اسحق ابراهيم بن عبد الرحمن قرشى در دمشق و من مىشنيدم گفت كه حديث كرد ما را ابو عامر موسى بن عامر مردى گفت كه حديث كرد ما را وليد بن مسلم گفت كه حديث كرد ما را زهير بن محمد از موسى بن عقبه از اعرج از ابو هريره كه رسول خدا ٦ فرمود كه خداى تبارك و تعالى را نود و نه نامست صد نام مگر يكى زيرا كه او طاق است كه طاق را دوست ميدارد هر كه آنها را احصاء كند داخل بهشت مىشود و بما رسيده كه يكى از اهل علم نه بلكه چندين نفر گفتهاند كه اول آنها ابتداء مىشود
بلا اله الا اللَّه وحده لا شريك له الملك و له الحمد بيده الخير و هو على كل شىء قدير لا اله الا اللَّه له الاسماء الحسنى
يعنى نيست خدائى مگر خدا در حالى كه تنها