اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١٩ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
كعبه معظمه و سائر مسجدها را خانه خدا ميگويند و جائز است كه خدا بهشت را سلام ناميده باشد زيرا كه رونده بسوى آن و كسى كه بجانب آن مىشود در آن سالم ميماند از هر چه در دنيا باشد از بيمارى و رنجورى و مردن و پيرى و امثال اينها پس آن خانه سلامتى است از آفات و عاهات كه هيچ ناخوشى و آفتى در آن نيست و من ميگويم كه و نيز ممكن است كه مراد خانه تحيت باشد كه آن سلام است چه تحيت خدا و فرشتگان بر اهل آن يا تحيت بهشتيان بر يك ديگر سلام است و قول خداى عز و جل فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ يعنى و اما اگر باشد آن مرد از اصحاب دست راست پس سلام از براى تو است از اصحاب دست راست ميفرمايد كه پس سلامتى از براى تو است از ايشان يعنى تو را از جانب ايشان بسلامتى خبر ميدهيم و سلام در لغت سداد و صواب نيز ميباشد و از اين است قول خداى عز و جل وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً يعنى و چون خطاب كنند بندگان خداوند رحمان را جاهلان و نادانان و سخنى بىادبانه بايشان گويند در جواب گويند سلام يعنى قولى سلامت و سخنى كه بدان سالم مانند از ضرر ايشان و يا مراد از سلام تركست در وداع يعنى ما شما را بشما گذاشتيم و در معرض خطاب شما در نمىآئيم يا مراد سلام عليكم است يعنى چون جاهلان را ببينيد بر ايشان سلام كنيد تا از شر ايشان ايمن گرديد و مؤلف در بيان سلام گفته يعنى سداد و صواب و سداد بكسر سين راست شدن و حق شدن و بفتح آن راستى و صواب ضد خطأ است يعنى حق و راست و درستى و گفته مىشود كه صواب از گفتار بسلام ناميده شده زيرا كه آن از عيب و گناه سالم باشد.
«مؤمن» مؤمن معنيش مصدق است و ايمان در لغت تصديق است و قول خداى عز و جل حكايت از برادران يوسف ٧ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ تو را بر اين دلالت ميكند و ترجمه آيه اين است كه و نيستى تو باور دارنده ما را يعنى سخن ما را كه ميگوئيم كه گرگ يوسف را خورد تصديق و باور نميكنى و اگر چه هستيم راستگويان و بنده مؤمن تصديقكننده است بتوحيد خدا و بآيات و علاماتش و خدا