اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٩٣ - باب ششم در بيان آنكه خداى عز و جل جسم و صورت هيچ يك نيست
جواب نوشت كه پاك و منزه است آنكه چيزى مثل او نيست نه جسم است و نه صورت.
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار رحمه الله از پدرش از سهل بن زياد آدمى از حمزة بن محمد كه گفت بحضرت ابو الحسن ٧ نوشتم و او را از جسم و صورت سؤال كردم در جواب نوشت كه پاك و منزه است آنكه چيزى مثل او نيست.
حديث كرد ما را على بن احمد بن عبد اللَّه بن احمد بن ابى عبد اللَّه برقى «رضى» از پدرش از جدش احمد بن ابى عبد اللَّه از پدرش از عبد اللَّه بن بحر از ابو ايوب خزاز از محمد بن مسلم كه گفت حضرت باقر ٧ را سؤال كردم از آنچه روايت ميكنند كه خداى عز و جل آدم را بر صورت خويش آفريد فرمود كه آن صورت صورتى بود كه خدا آن را احداث و خلق فرمود و خدا آن را برگزيد و بر سائر صورتهاى مختلفه كه خلق نموده اختيار فرمود پس آن صورت را بخود نسبت داد چنان كه خانه كعبه را بخود و روح را بخود نسبت داد و فرمود كه خانه من و فرمود وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي يعنى و بدمم در آن از روح خويش.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل رحمة اللَّه گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر حميرى از احمد بن محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از يعقوب سراج كه گفت بحضرت صادق ٧ عرض كردم كه بعضى از اصحاب ما گمان دارد و چنان ميداند كه خدا را صورتى است مثل انسان و ديگرى گفته كه آن جناب در صورت پسر ساده روى پيچيده موئى است كه مويش بغايت پيچيده و چين و شكن دارد حضرت صادق ٧ بر رو در افتاد و بسجده رفت بعد از آن سرش را برداشت و فرمود پاك و منزه است خدائى كه چيزى مثل او نيست و ديدها او را در نيابد و دانشى باو احاطه نكند نزاده زيرا كه فرزند بپدرش ميماند و زاده نشده كه شباهت داشته باشد بكسى كه پيش از او بوده و هيچ كس او را همتا نبوده از خلقش و نخواهد بود و برتر است از صفت كسى كه غير از او است برترى بزرگ.
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على