اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٣١ - «باب دهم» در بيان علم خدا و علم در لغت بمعنى دانستن است
خبر داده و در باب ايشان فرمود وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ و معنى آن چنان كه گذشت و اگر بحسب فرض باز گردانيده شوند بدنيا هر آينه باز گردند بسوى آنچه نهى كرده شدهاند از آن يعنى باز مرتكب شرك و عصيان و تكذيب شوند و بدرستى كه ايشان دروغگويانند در وعده ايمان پس خداى عز و جل دانسته كه اگر ايشان را برگرداند هر آينه برگردند بسوى آنچه نهى شدهاند از آن و فرشتگان را جواب و رد فرمود چون گفتند كه أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ يعنى آيا قرار ميدهى در زمين كسى را كه تباهى كند در آن و بريزد خونها را و حال آنكه ما تسبيح ميكنيم بحمد تو و بپاكيزگى ميخوانيم تو را فرمود كه إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ يعنى بدرستى كه من ميدانم در آفرينش اين خليفه آنچه را كه شما نميدانيد پس خداى عز و جل پيوسته علمش چيزها را پيشىگيرنده و قديم بوده پيش از آنكه آنها را بيافريند پس پروردگار ما بزرگوار و كثير البركات و از عيوب و نقائص مبرى است و برتر است از آنها برترى بزرگ چيزهاى را آفريده و علمش آنها را پيشىگيرنده بوده چنان كه خواسته همچنين پروردگار ما هميشه داناى شنواى بينا بوده.
و بهمين اسناد از على بن عبد اللَّه مرويست كه گفت حديث كرد ما را صفوان بن يحيى از عبد اللَّه بن مسكان كه گفت حضرت صادق ٧ را سؤال كردم از خداى تبارك و تعالى كه آيا مكان را ميدانست پيش از آنكه مكان را بيافريند يا علمش در نزد چيزيست كه آن را آفريده و بعد از آن چيزيست كه آن را آفريده فرمود كه خدا از اين برتر است بلكه پيوسته عالم بمكان بوده پيش از هستى و داده دادنش چون علمش بآن بعد از آنكه آن را هستى داده و همچنين علمش بهمه چيزها چون علم او است بمكان.
(مترجم گويد) كه مؤلف بعد از آنكه اين حديث را ذكر كرده گفته است كه مصنف اين كتاب ميگويد كه از جمله دليل بر آنكه خداى تعالى عالم است آنست كه افعالى كه تقديرش مختلف و تدبيرش متضاد و صنعتش تفاوت دارد واقع نميشود بر آن وجهى كه سزد كه بر آن باشد از حكمت از كسى كه آن را نميداند و بر راه راست صاحب