اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٤٥ - «باب شصتم» در بيان اينكه خداى تبارك و تعالى با بندگان خود نميكند مگر آنچه را كه از براى ايشان اصلح باشد
كه بدعوى پروردگارى مشتاق شده و از جمله ايشان كسى است كه بدعوى پيغمبرى بدون حق و درستى آن مشتاق شده و از جمله ايشان كسى است كه بدعوى امامت بيدرستى آن مشتاق شده با آنچه ميبينيد در نفسهاى ايشان از ناتمامى و درماندگى و ناتوانى و خوارى و پريشانى و درويشى و دردهاى بنوبت در آينده بر ايشان و مرگى كه بر ايشان غالب است و همه ايشان را مقهور ساخته و گامهاى ايشان را شكستهاى پسر فضل بدرستى كه خداى تبارك و تعالى با بندگان خود نميكند مگر آن را كه اصلح از براى ايشان باشد و بر مردم هيچ ستم نكند و ليكن مردم بر نفسهاى خود ستم ميكنند.
حديث كرد ما را محمد بن احمد سنانى (رضى اللَّه عنه) گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را موسى بن عمران نخعى از عمويش حسين بن يزيد نوفلى از على بن سالم از پدرش ابو بصير از حضرت صادق ٧ كه گفت آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى عز و جل وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ فرمود كه ايشان را آفريده از براى آنكه بجا آورند آنچه را كه بواسطه آن رحمتش را سزاوار شوند پس ايشان را رحم كند و ترجمه آيه اينست كه «هميشه مردم با هم اختلاف دارند مگر آن كسانى كه پروردگار تو ايشان را رحم فرموده و از براى همين ايشان را آفريده».
حديث كرد ما را محمد بن ابى القاسم استرآبادى گفت كه حديث كردند ما را يوسف بن زياد و على بن محمد بن سيار از پدران خويش از حضرت حسن بن على از پدرش على بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن موسى الرضا از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسين : كه در قول خداى عز و جل الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً كه ترجمهاش اينست كه «آن خدائى كه بقدرت كامله گردانيد براى فائده شما زمين را فرشى گسترده تا آرام گيريد و بر آن حركت نمائيد». فرمود كه آن را ملائم از براى سرشتهاى شما و از براى تنهاى شما گردانيد و آن را صاحب گرمى و حرارت سخت نگردانيد كه شما را بسوزاند و نه صاحب سردى سخت كه شما را فسرده يعنى منجمد و بسته گرداند و نه