اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٩٥ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
محمد ٦ بر او ثناء گويد بعد از آن بر رسولان ثناء گويد بآنچه هيچ كس مثل آن حضرت بر ايشان ثناء نگفته باشد بعد از آن بر هر مردم مؤمن و زن مؤمنه ثناء گويد و بصديقان و شهيدان آغاز كند بعد از آن بصالحان پس اهل آسمانها و اهل زمين او را حمد و ستايش كنند و اين معنى قول خداى عز و جل است كه عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً يعنى شايد كه بر انگيزد تو را پروردگار تو در مقام پسنديده و ستوده ستايشكنندگان و آن مقام شفاعت است پس خوشا بحال كسى كه او را در اين مقام حظى و بهره باشد و واى بر كسى كه او را در اين مقام حظى و نصيبى نباشد بعد از آن در موطن ديگر اجتماع ميكنند و بعضى از ايشان از بعضى يارى داده مىشود و انتقام از برايش ميكشند و همه اينها پيش از حساب است و چون در حساب شروع كند هر انسانى بآنچه در پيش او است مشغول گردد و ما بركت آن روز را از خدا سؤال ميكنيم آن مرد عرض كرد كه اندوه را از من بردى يا امير المؤمنين و گروهى را از من گشودى پس خدا مزد تو را بزرگ گرداند حضرت ٧ فرمود و اما قول خداى عز و جل وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ و قول آن جناب لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ و قول آن جناب و لقد راه نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى و قول آن جناب يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً بآن وجهى است كه مذكور مىشود اما قول آن جناب وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ پس بدرستى كه اين امر در موضع است كه دوستان خداى عز و جل در آن منتهى ميشوند بعد از آنكه از حساب فارغ شده باشند بسوى نهرى كه حيوان ناميده مىشود پس در آن نهر غسل ميكنند و از آن مىآشامند و روى ايشان تازگى بهم ميرساند از روى روشنى و چون آفتاب تابان مىشود و هر خاشاك و نقصان شكستگى كه مراد از آنها كثافات و عيوبى است كه لازم بشريت است از ايشان ميرود و برطرف مىشود بعد از آن بدخول در بهشت امر ميشوند پس از اين مقام بسوى پروردگار خود مىنگردند كه چگونه ايشان را ثواب ميدهد و از آن داخل بهشت ميشوند و اين تفسير قول خداى عز و جل است در سلام كردن فرشتگان بر ايشان سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ يعنى خازنان بهشت