اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩٨ - «باب پنجاه و ششم» در بيان سعادت و شقاوت كه بمعنى نيك بختى و بدبختى است
كه خدا دانسته كه او بزودى اعمال نيكبختان را بعمل آورد و حال آنكه او را در شكم مادرش باشد بآن حضرت عرض كردم كه پس معنى قول پيغمبر ٦ چيست كه كار كنيد چه هر يك آسان و توفيق داده شده از براى آنچه بجهت آن آفريده شده فرمود كه خداى عز و جل جن و انس را آفريد از براى آنكه او را بپرستند و ايشان را نيافريد از براى آنكه او را نافرمانى كنند و اين معنى قول خداى عز و جل است كه وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ يعنى و نيافريديم پريان و آدميان را مگر بجهت آنكه بپرستند مرا بر وجه اختيار نه بطريق اجبار پس هر يك را توفيق داده از براى آنچه او را بجهت آن آفريده پس واى بر كسى كه كورى ضلالت و گمراهى را بر راه راست برگزيد.
«مترجم گويد» كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه اين حديث را معنى ديگر است و آن اينست كه ام شقى دوزخ است خداى عز و جل فرموده كه وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ يعنى و اما هر كه سبك باشد ترازوهاى او پس ماواى او هاويه است كه از همه دركات دوزخ زيرتر است و بدبخت كسى است كه در هاويه قرار داده شود و نيك بخت كسى است كه او را در بهشت ساكن گردانند.
پدرم (ره) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن خالد از پدرش از نضر بن سويد از يحيى بن عمران حلبى از معلى بن عثمان از على بن حنظله از حضرت صادق ٧ كه فرمود گاهست كه نيك بخت در راه بدبختان در آورده مىشود تا آنكه مردم ميگويند كه چه بسيار شباهت ببدبختان دارد بلكه او از جمله ايشان است بعد از آن نيك بختى او را دريابد و گاهست كه بدبخت در راه نيك بختان در آورده مىشود تا آنكه مردم ميگويند كه چه بسيار شباهت دارد بنيك بختان بلكه او از جمله ايشانست بعد از آن بدبختى او را دريابد بدرستى كه هر كه خدا او را نيك بخت دانسته باشد از برايش بنيك بختى ختم شود و آخر كارش بسعادت منتهى گردد و اگر چه از دنيا باقى نمانده باشد مگر زمانى اندك كه عبارت است از زمان ما بين دو بار دوشيدن شتر در يك ساعت و در طرف بدبختى نيز چنين است و حضرت بجهت وضوح بقرينه مقابله آن را بيان نفرموده.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفت كه حديث