اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٩٤ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
كرده و معنى ما را جمع نكرده اما باطن در باب خدا نه بمعنى زير چيزى پنهانشدنست بطورى كه در آن فرو رفته باشد و ليكن اين وصف نسبت بآن جناب باين معنى است كه علم و حفظ و تدبيرش در باطن همه چيز سرايت فرموده چنان كه قائل ميگويد كه ابطنته يعنى بآن آگاهى بهم رسانيدم و راز پوشيده او را دانستم و باطن نسبت بما آنست كه در چيزى ناپيدا شده و در پرده رفته باشد و اين اسم ما را جمع كرده و معنى مختلف است.
اما قاهر در باب خدا نه باين معنى است كه بچاره و حيله و زحمت و آميزش و خلطت و مكر بر كسى غالب شود چنان كه بعضى از بندگان بر بعضى باين اسباب و آلت غالب ميشوند و مغلوب از ايشان غالب مىشود و غالب مغلوب ميگردد و ليكن اين وصف نسبت بخداى تبارك و تعالى باين معنى است كه فاعل و خالق همه چيز است و تمام آنچه آفريده جامه خوارى و فروتنى از براى او بر خود پوشيده همه مقهور و مغلوب قدرت اويند و نميتوانند كه امتناع كنند و قبول ننمايند آنچه را كه نسبت بايشان اراده فرموده و يك چشم بر همزدن از او بيرون نميرود آن سلطنتى كه دارد بوضعى كه بهر چه ميگويد كه باش ميباشد و قاهر نسبت بما بآن معنى است كه ذكر كردم و وصف نمودم پس اسم را جمع نموديم و معنى مختلف است و همه نامهاى خدا چنين است و هر چند كه ما تمام آنها را جمع نموديم و نام نبرده باشيم زيرا كه گاهست كه اعتبار اكتفاء ميكند بچيزى كه ما بسوى تو افكنديم و تو را تعليم نموديم و خدايا ياور تو و ياور ما است در ارشاد و توفيق ما و تو.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يعقوب گفت كه حديث كرد ما را على بن محمد از صالح بن ابى حماد از حسين بن يزيد از حسين بن على بن ابى حمزه از ابراهيم از حضرت صادق ٧ كه فرمود خداى تبارك و تعالى نامها را بحروف آفريد و آن جناب عز و جل بحرفها منعوت نبود و بدون آنكه بلفظى تلفظ كند يا جسدى داشته باشد كامل در مرتبه جسميت كه سياهى آن از دور نمايان باشد و موصوف نبود بتشبيه كه كسى او را بچيزى تشبيه كند و برنگى