اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١٥ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
جزاء داده شدند اين پرهيزكاران جزاء دادنى از پروردگار تو بخششى حساب يعنى كافى و وافى يا بر حسب اعمال ايشان.
حميد حميد معنيش محمود است و آن فعيل بمعنى مفعول است و حمد نقيض ذم و ضد نكوهش است و گفته مىشود كه حمدت فلانا يعنى فلانى را حمد كردم هر گاه فعلش را بپسندى و آن را در ميان مردم منتشر سازى.
حفى حفى معنيش عالم است و از اينست قول خداى عز و جل يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها يعنى سؤال ميكنند ترا از ساعت كه قيامت است كه گويا تو دانائى بوقت آمدن آن و معنى دويم آنكه او لطيف است و حفايت بكسر حاء چون حفاوت بفتح و كسر آن مصدر حفى است يعنى مهربانى كردن و بمبالغه پرسش حال كسى كردن و لطيف كسى است كه بغايت مهربانست بنيكى و تلطف كردن با تو و در آن مبالغه دارد و بنا بر بعضى از نسخ توحيد معنى آنست كه با تو نيكى و لطف ميكند.
«رب» رب مالك است و هر كه چيزى را مالك شود رب آنست و از اينست قول خداى عز و جل كه از يوسف حكايت ميكند كه بساقى گفت كه ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ يعنى برگرد بسوى رب خود يعنى بسوى آقا و مالكت و گوينده كه مراد از آن صفوان بن اميه است در روز غزوه حنين كه موضعى است در ميان مكه و طائف در وقتى كه ابو سفيان بن حرب در نزد جولان و كشتنى كه از مسلمانان واقع شد گفت بخدا قسم كه هوازن غالب شدند به ابو سفيان گفت كه خاكت بدهان لان يربينى رجل من قريش احب الى من ان يربينى رجل من هوازن و چنين اراده داشت كه هر آينه اگر مردى از قريش مرا مالك شود و رب و مالك من گردد دوستتر است در نزد من از آنكه مردى از هوازن مالك من شود و از براى هيچ آفريده رب با الف و لام نميگويند زيرا كه الف و لام دلالت بر عموم دارند و جز اين نيست كه از براى آفريده ميگويند كه رب فلان چيز پس باضافه شناخته مىشود زيرا كه او غير آن را مالك نيست پس نسبت داده مىشود بسوى چيزى كه آن را مالك باشد و ربانيون نسبت داده شدهاند بسوى تاله يعنى تعبد و عبادت از براى رب در