اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٨ - «باب اول» در بيان ثواب موحدان و عارفان
كه بگويد از امت تو كه
لا اله الا اللَّه وحده
از روى اخلاص» و معنى اخلاص در همين باب مذكور خواهد شد.
حديث كرد ما را پدرم رضى اللَّه عنه گفت كه حديث كرد ما را على بن حسن كوفى از پدرش از حسين بن سيف از برادرش على از پدرش سيف بن عميره از عمرو بن شمر از جابر از ابو الطفيل از على ٧ كه فرمود «هيچ بنده مسلمان نيست كه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بگويد مگر آنكه اين كلمه بالا رود در حالى كه هر سقفى را بشكافد و بچيزى از گناهانش نگذرد مگر آنكه آن را محو و نابود سازد تا آنكه بمثل خود از حسنات منتهى شود و بايستد».
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد رضى اللَّه عنه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از حسين بن سيف از برادرش على از مفضل بن صالح از عبيد بن زراره كه گفت امام جعفر صادق ٧ فرمود كه «گفتن لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بهاى بهشت است».
حديث كرد ما را پدرم (رضى) گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمد بن عيسى از حسين بن سيف از سليمان بن عمرو كه گفت حديث كرد مرا عمران بن ابى عطاء گفت كه حديث كرد مرا عطاء از ابن عباس از پيغمبر ٦ كه فرمود «از سخنان سخنى نيست كه دوستتر باشد در نزد خداى عز و جل از گفتن لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و هيچ بندهاى نيست كه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بگويد در حالى كه آواز خود را بآن بكشد و فارغ شود مگر آنكه گناهانش در زير پاهايش فرو ريزد چنان كه برگ درخت در زير آن فرو- مى ريزد».
حديث كرد ما را ابو نصر محمد بن احمد بن تميم سرخسى فقيه در سرخس گفت كه حديث كرد ما را ابو لبيد محمد بن ادريس شامى گفت كه حديث كرد ما را هرون بن جمال از ابو ايوب كه گفت حديث كرد مرا قدامة بن محرز اشجعى گفت كه حديث كرد مرا مخرمة بن بكير از عبد اللَّه بن اشجع از پدرش از ابو حرب بن زيد بن خالد جهنى كه گفت شهادت ميدهم بر پدرم زيد بن خالد كه شنيدم از او كه ميگفت رسول خدا ٦ مرا فرستاد كه مردم را مژده دهم (و بنا بر بعضى از نسخ توحيد) و بمن فرمود كه مردم را