اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٦ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
مرا رخصت ميدهى كه از تو بپرسم امام رضا ٧ فرمود كه اگر در ميان اين جماعت عمران صابى باشد تو همانى گفت كه من همانم حضرت فرمود كه اى عمران بپرس و بر تو باد بانصاف و بپرهيز از بيهوده گفتن و از راه گرديدن و ميل كردن از راستى راه عمران گفت كه اى سيد من بخدا قسم كه من چيزى را اراده ندارم مگر آنكه چيزى را از برايم ثابت كنى كه بآن چنك در زنم و از آن در نگذرم حضرت فرمود كه بپرس از آنچه از برايت ظاهر شده پس مردم ازدحام كردند و بعضى از ايشان ببعضى چسبيدند و بهم آمدند عمران صابى گفت كه مرا خبر ده از كائن اول يعنى موجود نخستين و از آنچه آفريد حضرت فرمود كه سؤال كردى پس جواب را بفهم اما واحد پس پيوسته واحد و موجودى بود كه چيزى با او نبود بدون حدود و اعراض و همواره همچنين خواهد بود بعد از آن خلق مبتدع و مخترعى را آفريد كه باعراض و حدود مختلفه مختلف بود و نه در چيزى آن را برپاداشت و نه در چيزى آن را اندازه نمود و نه بر چيزى آن را تقدير كرد و برابر ساخت و آن را مثل و مانند از براى آن چيز قرار داد پس خلق را بعد از آن برگزيده و غير برگزيده و اختلاف و ايتلاف كه ناموافقى و موافقت و آميختگى است و رنگها و ذوق و طعم كه بمعنى چشيدن و مزه باشد گردانيد نه بجهت حاجتى كه از آن جناب بسوى آن خلق بوده و نه از براى فضل منزلتى كه بآن نرسيده بود مگر بواسطه آن و نه از براى خويش در آنچه آفريده زياده و نقصانى را ديد اى عمران اين را دريافت ميكنى و ميفهمى گفت آرى بخدا قسم اى سيد من حضرت فرمود و بدان اى عمران كه آن جناب اگر چنان بود كه آنچه را آفريده بجهت حاجتى آفريده بود نيافريده بود مگر كسى را كه باو بر حاجتش يارى جويد و هر آينه سزاوار بود كه چندين برابر آنچه را كه آفريده بيافريند زيرا كه ياوران در هر زمان و هر چه بسيار شوند صاحب ايشان قوىتر باشد و حاجت اى عمران آن را فرو نگيرد و وسعت ندارد زيرا كه از خلق چيزى را احداث نكرده مگر آنكه حاجت ديگر در او حادث شده و از براى همين ميگويم كه خلق را بجهت حاجتى نيافريده و چه خوش گفته آنكه گفته كه هر كه بامش بيش برفش بيشتر و ليكن خلائق بعضى از ايشان حوائج را بسوى بعضى نقل كردهاند و خدا بعضى از ايشان را بر