اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٦ - باب شصت و چهارم در ذكر مجلس امام رضا(ع) با سليمان مروزى متكلم خراسان در نزد مأمون در باب توحيد
فرمود كه بر گرد و كسى همراه تو باشد و صبح زود بر ما داخل شود تا طعام مدينه را بتو بخورانيم و عمران بعد از آن چنان بود كه متكلمان از اصحاب مقالات در نزد او جمع ميشدند و امر ايشان را باطل ميگردانيد تا آنكه از او دورى كردند و مأمون او را بده هزار درهم صله داد و فضل مالى را باو عطاء نمود و او را اسبى داد و امام رضا ٧ او را والى صدقات و عامل زكاة بلخ گردانيد و عطاهاى بسيار و مالهاى بيشمار يافت
باب شصت و چهارم در ذكر مجلس امام رضا ٧ با سليمان مروزى متكلم خراسان در نزد مأمون در باب توحيد
مروزى چون مروى منسوب است بسوى مرو و آن شهر معروفى است و زيادتى زاى از زيادات و تغييرات نسب است حديث كرد ما را ابو محمد جعفر بن على بن احمد فقيه «رضى» گفت كه خبر داد ما را ابو محمد حسن بن على صدقي قمى گفت كه حديث كرد ما را ابو عمر و محمد بن عبد العزيز انصارى كجى گفت كه حديث كرد مرا كسى كه از حسن بن محمد نوفلى شنيده بود كه ميگفت سليمان مروزى متكلم خراسان بر مأمون وارد شد و مأمون او را نواخت و صله و جائزه باو داد بعد از آن بسليمان گفت كه پسر عمويم على بن موسى از حجاز آمده و بر من وارد شده و او علم كلام و اصحاب آن را دوست ميدارد پس بر تو باكى نيست كه در روز ترويه كه روز هشتم ذى الحجه است بجهت مناظره و مباحثه با او بسوى ما شوى و بنزد ما آئى سليمان گفت كه يا امير المؤمنين من ناخوش دارم كه در مجلس تو در ميان گروهى از بنى هاشم از مثل او سؤال كنم و در نزد آن گروه افشان و از هم باز شود چون با من سخن گويد و استقصاى بر او بكنجكاوى و پر پا در پىشدنش روا نباشد مأمون گفت كه من بسوى تو نفرستادهام مگر بجهت معرفتم بقوه تو و مراد من چيزى نيست مگر آنكه