اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٣ - «باب اول» در بيان ثواب موحدان و عارفان
مترجم گويد: كه وجه اين حديث مذكور شد و مؤلف در اينجا ميگويد كه مصنف اين كتاب گفته است كه از اين قصد مىشود كه چنين كسى موفق مىشود از براى توبه تا آنكه داخل بهشت شود خبر داد ما را ابو الحسن احمد بن محمد بن احمد بن غالب انماطى گفت كه خبر داد ما را ابو عمرو احمد بن حسين بن غزوان گفت كه حديث كرد ما را ابراهيم بن احمد گفت كه حديث كرد ما را داود بن عمرو گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جعفر از زيد بن اسلم از عطاء بن يسار از ابو هريره كه گفت رسول خدا ٦ فرمود كه «در بين آنكه مردى بر پشت خوابيده بود بسوى آسمان و بسوى ستارگان مينگريست و ميگفت بخدا سوگند كه تو را پروردگارى هست كه آفريننده تو است خداوندا مرا بيامرزد حضرت فرمود پس خداى عز و جل بسوى او نظر فرمود يعنى نظر رحمت و او را آمرزيد».
مترجم گويد: كه مؤلف بعد از ذكر اين حديث ميگويد كه مصنف اين كتاب اعانه اللَّه على طاعته گفته است كه خداى عز و جل فرموده است كه أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يعنى «و آيا نظر نكردند در ملك اعظم آسمانها و در ملكوت زمين از ستارگان و آفتاب و ماه و دريا و كوه و درختان و غير آن و نگاه نكردند در آنچه خدا آفريده از هر چيزى كه هست از ممكنات تا بآن نظر كمال قدرت صانع و جمال وحدت مبدع بر ايشان ظاهر گردد و بجهت اين بدانند كه آنچه محمد ٦ ميگويد صدق است و آنچه بر ايشان ميخواند حق است» و مؤلف گفته است كه مقصود از آن اينست كه آيا تفكر نكردهاند در ملكوت آسمانها و زمين و در عجائب صنع آنها آيا نظر نكردهاند در آن چون نظر كسى كه استدلال كند و پند گيرد تا معرفت بهم رسانيده بشناسند بآنچه مىبينند آنچه را كه خداى عز و جل آن را بر پا داشته از آسمانها و زمينها با بزرگى اجسام آنها و گرانى آنها بىستون و آرام دادنش آنها را بدون آلت و ادات تا بواسطه آن استدلال كنند بر خالق و مالك و مقيم آنها كه آن جناب باجسام شباهت ندارد و نه بآنچه كافران آن را خدا فرا گرفتهاند غير از خداى عز و جل زيرا كه اجسام چنانند كه توانائى