اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٥ - «باب شصت و سيم» در ذكر مجلس حضرت امام رضا(ع) با اهل
كسانى كه گذشتهاند و كسانى كه باقى ماندهاند تا روز قيامت بعد از آن ايشان را خبر ميداد برازهاى ايشان و آنچه در خانههاى خويش ميكردند و معجزات بسيارى را آورد كه احصاء آنها نميتوان كرد راس الجالوت گفت كه هيچ يك از خبر عيسى و خبر محمد در نزد ما بصحت نپيوسته و ما را روا نباشد كه از براى ايشان اقرار كنيم بآنچه صحت ندارد امام رضا ٧ فرمود پس شاهدى كه از براى عيسى و محمد صلى اللَّه عليهما شهادت داده شاهد زور است كه دروغ گفته راس الجالوت هيچ جواب نداد بعد از آن هربذ بزرگتر را طلبيد و حضرت امام رضا ٧ باو فرمود كه مرا خبر ده از زردشتى كه تو چنان گمان دارى كه او پيغمبر است كه حجت بر پيغمبريش چيست هربذ گفت كه او چيزى را آورده كه كسى پيش از او ما را آن چيز نياورده بود و ما آن را نديدهايم و ليكن اخبار از پيشينيان ما بر ما وارد شده باينكه او از براى ما حلال كرده آنچه را كه غيرش آن را حلال نكردهاند پس ما او را پيروى كرديم حضرت ٧ فرمود آيا چنان نيست كه شما را اخبار آمده باشد و شما او را باين جهت پيروى كرده باشيد هربذ گفت بلى حضرت فرمود پس همچنين سائر امتهاى پيشين ايشان را اخبار آمده بآنچه پيغمبران آن را آوردهاند و آنچه موسى و عيسى و محمد آن را آوردهاند صلى اللَّه عليهم پس عذر و بهانه شما در باب ترك اقرار از براى ايشان چيست چون شما چنانيد كه اقرار نكردهايد بزردشت مگر از جانب اخبار متواتره باينكه او چيزى را آورده كه غيرش آن را نياورده پس هربذ در همان جا منقطع شد و نتوانست كه سخن گويد بعد از آن امام رضا ٧ فرمود كه اى قوم اگر در ميان شما كسى باشد كه با اسلام مخالفت داشته باشد و خواهد كه چيزى بپرسد گو بپرسد در حالى كه شرم نداشته باشد پس عمران صابى بسوى آن حضرت برخاست و عمران در ميان متكلمان يگانه بود كه عديل و نظير نداشت و گفت كه اى عالم ناس و كسى كه از همه مردمان داناترى اگر نه اين بود كه تو مردم را بسوى پرسيدن از خود خواندى بر تو بمسائل اقدام نميكردم چه من در كوفه و بصره و شام و جزيره داخل شدهام و متكلمان را ديدهام و بر كسى واقع نشدم كه واحد و يكى را از برايم ثابت كند كه غير او نباشد و بوحدانيت و يگانگى خويش بر پا باشد آيا