اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٤٠ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
يعنى و نبوده او را شريكى در پادشاهى و آفريده هر چيزى را پس اندازه كرده آن را اندازه كردنى يعنى آنكه خدا همه چيز را آفريده بر اندازه كه آن را مىشناسد و ميداند و آنكه آن جناب چيزى از اين را بر سبيل سهو و غفلت و بر وجه كوشش و سختى و بر وضع گزاف نيافريده بلكه باندازه ميداند كه آن صواب است از تدبير خويش و آنكه آن صلاحجوئيست از براى بندگانش در كار دين ايشان و آنكه آن عدلى است از او بر آفريدگانش زيرا كه او اگر آن را نيافريده بود و بر اندازه كه آن را مىشناخت و ميدانست بر سبيل آنچه ما وصف كرديم هر آينه همان تفاوت و ظلم و بيرون رفتن از حكمت و صواب تدبير بسوى عبث و بسوى ظلم و فساد يافت ميشد چنان كه مثل اين يافت مىشود در كردار آفريدگانش كه در كارهاى خويش بخت و و طالع دارند و از آن ميكنند آنچه را كه اندازهاش را نميشناسند و باين قصد نفرموده است كه از براى آن اندازه را آفريده و بآن اندازه آنچه را كه ميكند شناخته و كارهاى خود را بعد از آن كرده زيرا كه اين يافت نميشود مگر از كار كسى كه اندازه آنچه ميكند نميداند مگر باين تقدير و اين تدبير و خداى سبحانه پيوسته بهر چيزى دانا بوده و جز اين نيست كه بقول خويش فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً اين را قصد فرموده كه يعنى اين را بفعل آورده بر اندازه كه آن را مىشناسد و ميداند بنا بر آنچه ما بيان كرديم و بر اندازه كردن كارهايش از براى بندگانش باينكه اندازه آنها و وقت بودن آنها و جاى بودن آنها را كه در آن حادث ميشوند بايشان بشناساند تا آنكه آن را بشناسند و اين اندازه كردن از خداى عز و جل نوشته و خبر نوشتهاى او است كه فرشتگان خود را خبر داده و ايشان را بآن خبر داد تا آنكه آن را بشناسند و چون سخن خدا چنان بود كه يافت نميشد مگر بر اندازه كه آن را مىشناخت و ميدانست تا آنكه بيرون نرود از حد راستى بسوى دروغ و از حد صواب بسوى خطا و از حد بيان بسوى آشفتگى همين دلالتى بود بر اينكه خدا آن را اندازه فرموده بر آنچه آن با آنست كه و آن را استوار فرموده و احداث نموده و از براى همين استوارى گرديده كه خللى در آن