اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٠ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
و وجهى از آنها خبر است و از اينست قول خداى عز و جل وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ يعنى اعلام كرديم فرزندان يعقوب را و پيغام فرستاديم بسوى ايشان در تورية يعنى ايشان را باين خبر داديم بر زبان پيغمبر ٦ و وجهى از آنها اتمام است و از اينست قول خداى عز و جل فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ يعنى پس تمام ساخت خدا آسمانها را در حالتى كه هفت آسمان بودند در دو روز و از اينست قول مردم كه قضى فلان حاجتى و كسى كه اين را ميگويد اراده دارد كه او حاجتم را تمام گردانيد بر آنچه از او خواستم.
«مجيد» مجيد معنيش كريم و عزيز است و از اينست قول خداى عز و جل بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ يعنى بلكه آنچه تكذيب آن كردند قرآن مجيد است يعنى كريم و عزيز و شريف و بزرگوار و مجد در لغت يافتن شرف و بزرگواريست و مجد الرجل بر وزن نصر و كرم و امجد دو لغت است يكى ثلاثى مجرد و ديگرى ثلاثى مزيد فيه و معنى هر دو اينست كه اين مرد بزرگوار شد و امجده چون كردار او را خوب دانست يا او را تعظيم نمود و بر او ثناء گفت و معنى دويم آنكه خدا مجيد است فعيل بمعنى مفعول باشد نه فاعل چون وجه اول يعنى ممجد بروزن محمد كه خلقش او را تمجيد كردهاند يعنى او را بزرگ داشتهاند.
«مولى» مولى معنيش ناصر و ياور است كه مؤمنان را يارى ميدهد و متوجه نصرت ايشان بر دشمن ايشان مىشود و ثواب و كرامتها و نوازشهاى ايشان را توجه ميفرمايد و ولى طفل همانست كه اصلاح شأن و درست كردن كار او را متوجه باشد و خدا ولى مؤمنان و او مولاى ايشان و ياور ايشانست و مولى در وجه ديگر همان اولى و سزاوارتر است و از اينست قول پيغمبر ٦ كه
من كنت مولا فعلى مولا
و اين بعد از سخنى بود كه از او پيشى گرفته بود و آن اينست كه فرمود الست اولى بكم بانفسكم يعنى آيا من سزاوارتر نيستم بشما از شما بنفسهاى شما گفتند بلى يا رسول اللَّه تو اولى و احقى فرمود كه
فمن كنت مولاه
يعنى كسى كه من باو اولى باشم از او بخودش
فعلى مولاه
يعنى على اولا