اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٥ - باب شصت و چهارم در ذكر مجلس امام رضا(ع) با سليمان مروزى متكلم خراسان در نزد مأمون در باب توحيد
چنان نباشد كه نفس خود را احداث كند و از حال خود متغير نشود و خدا از آن برترى دارد سليمان گفت چنان نباشد كه بآن قصد كند كه اراده را احداث كند حضرت فرمود پس بآن چه قصد فرموده سليمان گفت كه كردن چيزى را قصد فرموده امام رضا ٧ فرمود و اى برتر چند اين مسأله را تكرار ميكنى و من تو را خبر دادم كه اراده محدث است زيرا كه فعل چيزى محدث است سليمان گفت پس اراده را هيچ معنى نيست امام رضا ٧ فرمود كه نفس خود را در نزد شما وصف كرده تا آنكه آن را وصف كرده بچيزى كه هيچ معنى ندارد پس هر گاه كه آن را هيچ معنى قديم و حادثى نباشد قول شما كه خدا پيوسته مريد بوده باطل باشد سليمان گفت كه من چيزى را قصد نكردم مگر آنكه اراده كارى است از خدا كه هميشه بوده حضرت فرمود آيا نميدانى كه آنچه هميشه بوده در يك حالت مفعول و حادث و قديم نميباشد سليمان هيچ جواب نداد امام رضا ٧ فرمود باكى نيست مسأله تو را تمام ميكنم سليمان گفت گفتم كه اراده صفتى است از صفات او حضرت فرمود كه چند بر من تكرار ميكنى كه آن صفتى از صفات او است و صفتش محدث است يا هميشه بوده سليمان گفت كه حديث است امام رضا ٧ فرمود اللَّه اكبر پس اراده محدث است و اگر چه صفتى از صفات او باشد كه هميشه بوده باشد سليمان چيزى را رد نكرد و جواب نگفت امام رضا ٧ فرمود كه آنچه هميشه بوده مفعول نميباشد سليمان گفت كه چيزها اراده نيست و چيزى را اراده نكرده امام رضا ٧ فرمود كه اى سليمان وسواس كرده پس خدا آنچه را كه نه آفريدنش را اراده كرده و نه كردنش را كرده و آفريده و اين صفت صفت كسى است كه نميداند كه چه كرده و خدا از اين برترى دارد سليمان گفت كه اى سيد من تو را خبر دادم كه اراده چون سمع و بصر و علم است مأمون گفت كه واى بر تو اى سليمان چند اين غلط را تكرار ميكنى اين را قطع كن و شروع كن در غير آن چون تو چنانى كه بر غير اين رد قوت ندارى امام رضا ٧ فرمود كه يا امير المؤمنين او را واگذار و مسألهاش را بر او قطع مكن كه آن را حجت ميگرداند اى سليمان سخن بگو سليمان گفت كه تو را خبر دادم كه اراده چون سمع و بصر و علم است امام رضا ٧ فرمود باكى نيست مرا خبر ده از معنى اين اراده كه آيا