اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٩٦ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
كه قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى كه ترجمه آن گذشت.
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ادريس از حسين بن عبد اللَّه از محمد بن عبد اللَّه و موسى بن عمرو حسن بن على بن ابى عثمان از ابن سنان كه گفت از ابو الحسن حضرت امام رضا ٧ سؤال كردم كه آيا خدا پيش از آنكه خلق را بيافريند بخود عارف بود و خود را مىشناخت فرمود بلى عرض كردم كه نفس خود را ميديد و بآن سخنى را مىشنوانيد يعنى چنان كه يكى از ما نفس خود را مىبيند و گاهى با آن صحبت ميدارد و او را وعده ميدهد كه فردا چنين ميكنم و آن را فرمان ميدهد كه چنين كن آن جناب نيز چنين بود حضرت فرمود كه باين محتاج نبود زيرا كه از نفس خود سؤال نمينمود و از آن طلب نمىفرمود آن جناب نفس خويش و نفسش آن جناب بود و قدرتش نافذ بود و محتاج باين نبود كه نفس خود را بنامى بنامد و ليكن از براى خودش نامى چند را از براى غير خويش برگزيد كه غيرش او را بآن نامها بخواند زيرا كه هر گاه بنامش خوانده نشود شناخته نخواهد شد پس اول چيزى كه از براى خودش برگزيد على عظيم بود يعنى برتر از حد وهم و بزرگتر از انديشه فهم زيرا كه آن جناب از همه چيز برتر است و بر همه برترى دارد پس معنيش اللَّه و ذات مقدس است و نامش على عظيم و آن اول نامهاى او است زيرا كه آن جناب بر هر چيزى برترى گرفته.
بهمين اسناد از محمد بن سنان روايت است كه گفت از آن حضرت سؤال كردم از اسم خدا كه آن چيست فرمود صفتى است از براى موصوف يعنى نشانه از براى مسمى.
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه از محمد بن اسماعيل از بعضى از اصحابش از بكر بن صالح از على بن حسين بن محمد از خالد بن يزيد از عبد العلى از حضرت صادق ٧ كه فرمود اسم خدا غير خدا است تا قول حضرت و نامهاى خداى غير او است كه در باب يازدهم بسند ديگر مذكور شد و چون در اصل معنى تفاوتى نبود لهذا بترجمه آن و حواله