اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٧ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
كافى مفهوم و معلوم مىشود حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان «ره» گفت كه حديث كرد ما را احمد بن يحيى از بكر بن عبد اللَّه بن حبيب كه گفت حديث كرد مرا احمد بن يعقوب بن مضر يا مطر گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن بن عبد العزيز احدب جند نيشابورى گفت كه در كتاب پدرم يافتم كه بخط خود نوشته بود كه حديث كرد ما را طلحة بن يزيد از عبد اللَّه بن عبيد از ابو معمر سعدانى كه مردى بخدمت امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه آمد و عرض كرد كه يا امير المؤمنين من در كتاب منزل خدا شك كردهام على ٧ بآن مرد فرمود كه مادرت بمرگت نشيند و چگونه در كتاب منزل خدا شك كردهاى گفت از براى آنكه من كتاب خدا را چنان يافتم كه بعضى از آن بعضى را تكذيب ميكند پس چگونه در آن شك نكنم على بن ابى طالب ٧ فرمود كه كتاب خدا بعضى از آن بعضى را تصديق ميكند و بعضى از آن بعضى را تكذيب نميكند و تو را چنان گمان ميكنم كه عقلى بتو روزى نشده كه بآن منتفع شوى پس آنچه را كه در آن شك كرده از كتاب خداى عز و جل بياور و بگو تا ببينم آن مرد بحضرت عرض كرد كه من خدا را يافتم كه ميگويد فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا و نيز گفته كه نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ و گفته است كه وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا پس يك بار خبر ميدهد كه فراموش ميكند و بار ديگر خبر ميدهد كه فراموش نميكند پس يا امير المؤمنين اين چگونه باشد امير المؤمنين فرمود آنچه را كه در آن شك كرده نيز بياور عرض كرد كه و خدا را مييابم كه ميگويد يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً يعنى روزى كه روح و فرشتگان همه ميايستند در حالى كه صفزدگانند كه هيچ سخن نگويند مگر كسى كه خداوند مهربان او را رخصت داده باشد و صواب گويد يا گفته باشد و گفته است كه و از ايشان طلب نطق و گفتن شود پس بگوئيد كه وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ يعنى سوگند بخدا كه پروردگار ما است كه ما مشرك نبوديم يعنى مشركان بدروغ اين سوگند يا ميكنند با آنكه ميدانند كه نفع بايشان ندهد اما از غايت دهشت و حيرت باين گويا شوند و ظاهر كلام در اين آيه خلاف قرآن بود لهذا غير قرآن را بترجمه و قرآن را بلفظ آن اداء نموديم و گفته است كه يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً يعنى در