اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٧٤ - «باب سى و پنجم» در تفسير و بيان هدى و ضلالت توفيق و خذلان از خداى تبارك و تعالى
را بعد از فرو گذاشتن او و حضرت فرمود كه هر گاه بنده آنچه را كه خداى عز و جل او را بآن امر فرموده از طاعت بجا آورد كردارش با امر خداى عز و جل موافق باشد و بنده بآن موفق ناميده شود و چون بنده اراده كند كه در چيزى از معصيتهاى خدا داخل شود و خداى تبارك و تعالى در ميانه او و آن معصيت حائل و مانع شود و بنده آن معصيت را ترك كند تركش كه آن را واگذاشته و نكرده بتوفيق خداى تعالى ذكره باشد و در هر زمان كه در ميان او و آن معصيت رها كند و ميان او و آن حائل و مانع نشود تا آنكه آن را مرتكب شود بحقيقت كه او را واگذاشته و يارى نكرده و توفيق نداده.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از حسين بن سعيد از محمد بن ابى عمير از عبد اللَّه بن قراء از محمد بن مسلم و محمد بن مروان از حضرت صادق ٧ كه فرمود رسول خدا ٦ ندانست كه جبرئيل از جانب خداى عز و جل است مگر بتوفيق حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد ما را حسين بن على سكرى گفت كه حديث كرد ما را ابو عبد اللَّه محمد بن زكرياء بصرى گفت كه حديث كرد ما را جعفر بن محمد بن عماره از پدرش از جابر بن يزيد جعفر از ابو جعفر حضرت محمد بن على باقر ٧ كه گفت آن حضرت را سؤال كردم از معنى
لا حول و لا قوة الا بالله
كه ترجمهاش اينست كه نيست گرديدنى و نه توانائى مگر بخدا فرمود كه معنيش آنست كه نيست گرديدنى از براى ما از نافرمانى خدا مگر بيارى خدا و نه توانائى از براى ما بر فرمان بردارى خدا مگر بتوفيق خداى عز و جل.
حديث كرد ما را عبد الواحد بن محمد بن عبدوس عطار «رضى» در نيشابور در سال سيصد و پنجاه و دويم گفت كه حديث كرد مرا على بن محمد بن قتيبه از سلمان نيشابورى كه گفت حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا ٧ را سؤال كردم از قول خداى عز و جل فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ كه ترجمهاش اينست كه پس هر كه خدا خواهد او را راه راست نمايد ميگشايد سينه او را از براى قبول اسلام و حضرت فرمود كه هر كه خدا خواهد كه او را هدايت نمايد بايمانش در دنيا بسوى بهشت و خانه كرامتش در آخرت ميگشايد سينه او را از براى تسليم و انقياد از براى خدا و وثوق و