اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١٠ - باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرتهاى معين
و اخلاص بر خطر است تا آنكه بنده نظر كند بآنچه از برايش ختم مىشود.
حديث كرد ما را حسين بن ابراهيم بن احمد مؤدب «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از على بن معبد از حسين بن خالد از حضرت على بن موسى الرضا از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على از پدرش على بن ابى طالب : كه فرمود شنيدم از رسول خدا ٦ كه ميفرمود خداى جل جلاله فرموده كه هر كه بقضاى من راضى و خوشنود نباشد و بقدر من ايمان نياورد بايد كه خدائى را غير از من طلب كند و رسول خدا ٦ فرمود كه در هر قضاى خداى عز و جل خوبى و برگزيدگى است از براى مؤمن حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «رضى» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از حسين بن ابى الخطاب از محمد بن اسماعيل بن بزيع از محمد بن عذافر از پدرش از حضرت باقر ٧ كه فرمود در بين آنكه رسول خدا ٦ روزى در بعضى از سفرهاى خويش بود ناگاه سوارى چند آن حضرت را ملاقات كردند و گفتند كه السلام عليك يا رسول اللَّه يعنى درود ما يا همه درودها بر تو اى فرستاده خدا پس حضرت بجانب ايشان التفات فرمود و فرمود كه شما كيستيد عرض كردند كه ما مؤمنانيم فرمود كه حقيقت ايمان شما چيست عرض كردند كه رضا بقضاى خدا و گردن نهادن از براى فرمان خدا و واگذاشتن امر بسوى خدا رسول خدا ٦ فرمود كه دانايانى چندند برد باران كه نزديك باشند كه از حكمت و بجهت دانشمندى پيغمبران باشند پس اگر شما راستگويان باشيد آنچه را كه در آن ساكن نميشويد مسازيد و آنچه را كه نميخوريد جمع مكنيد وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ يعنى و بپرهيزيد از خدائى كه بسوى او برگردانيده ميشويد حديث كرد ما را احمد بن حسن قطان گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن سعيد همدانى گفت كه حديث كرد ما را على بن حسن فضال از پدرش از مروان بن مسلم از ثابت بن ابى صفه از سعد خفاف از اصبغ بن نباته كه گفت امير المؤمنين ٧ بمردى