اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١٤ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
«حليم» حليم معنيش اينست كه خدا بردبار است از كسانى كه او را نافرمانى كردهاند و بعقوبت و باز خواست خويش بر ايشان تعجيل و شتاب نميكند.
«حفيظ» حفيظ حافظ است و آن فعيل بمعنى فاعل است و معنيش آنكه خدا چيزها را حفظ ميكند و بلاء و زحمت را از آنها ميگرداند و بحفظ وصف نميشود بنا بر معنى علم زيرا كه ما بحافظ وصف ميشويم بحفظ قرآن و علوم بر وجه مجاز و مراد از آن اينست كه ما هر گاه آن را دانستيم از ما نميرود و فراموش نميكنيم چنان كه هر گاه چيزى را حفظ كرديم فراموش نميكنيم.
«حق» حق معنيش محق است يعنى بر حق و خدا بآن وصف مىشود از روى توسع زيرا كه آن مصدر است و اين چون قول ايشان غياث المستغيثين است كه بعد از اين مىآيد و معنى دويم آنكه بآن اراده مىشود كه عبادت خدا حق است و عبادت غير او باطل و قول خداى عز و جل ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ اين را تأييد ميكند و ترجمه آيه آنكه اين سعت علم و شمول قدرت و عجائب صنع بسبب آنست كه خدا او است حق يعنى ثابت در ذات خود و واجب در جميع جهات الوهيت خود و بسبب آنكه آنچه شما ميخوانيد اى مشركان يا آنچه مشركان ميخوانند و ميپرستند غير از خدا باطل و ناحق است و مؤلف گفته كه يعنى باطل و بيهوده و نابود مىشود و ميرود و از براى كسى ثواب و عقابى را مالك نميشود.
«حسيب» حسيب معنيش اينست كه خدا هر چيزى را احصاءكننده ايست كه بآن دانا است و چيزى بر او پنهان نباشد و معنى دويم آنكه خدا محاسب است از براى بندگانش كه ايشان را باعمال ايشان محاسبه ميكند و ايشان را بر آنها جزاء ميدهد و آن فعيل است بر معنى مفاعل بضم ميم مثل جليس و مجالس يعنى همنشين و معنى سيم آنكه او كافى است و اللَّه حسبى و حسبك يعنى خدا ما را بس و كفايت ميكند و احسبنى هذا الشيء يعنى اين چيز مرا بس بود و احسبته يعنى باو دادم تا آنكه گفت مرا بس است و از اينست قول خداى عز و جل جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً يعنى