اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩١ - باب شصت و چهارم در ذكر مجلس امام رضا(ع) با سليمان مروزى متكلم خراسان در نزد مأمون در باب توحيد
گفت كه يا ابا الحسن با او سخن بگو چه او متكلم خراسانست پس سليمان مسأله را بر حضرت اعاده نمود و دو باره پرسيد حضرت فرمود كه اى سليمان اراده محدث است زيرا كه چيز هر گاه ازلى و هميشه نباشد محدث باشد و هر گاه محدث نباشد ازلى باشد چه در ميان قديم و حادث سيمى نيست كه واسطه باشد سليمان گفت كه ارادهاش از او است چنان كه شنيدنش از او است و ديدن و ديدش از او است و دانستنش از اوست امام رضا ٧ فرمود كه پس ارادهاش نفس او است سليمان گفت نه حضرت فرمود پس مريد مثل سميع و بصير نيست سليمان گفت جز اين نيست كه نفسش را اراده كرده چنان كه نفسش را شنيده و نفسش را ديده و نفسش را دانسته امام رضا ٧ فرمود كه معنى اين سخن كه نفسش را اراده كرده چيست آيا اراده كرده كه چيزى باشد يا اراده كرده كه حى يا سميع يا بصير يا قدير باشد سليمان گفت آرى امام رضا ٧ فرمود كه آيا آن باراده او بوده سليمان گفت نه امام رضا ٧ فرمود پس قول ترا كه اراده كرده كه حى و سميع و بصير باشد هيچ معنى نباشد هر گاه كه آن باراده او نبوده باشد سليمان گفت بلى آن باراده او بوده پس مأمون و كسانى كه گرداگرد او بودند خنديدند و امام رضا ٧ نيز خنديد و بايشان فرمود كه با متكلم خراسان نرمى و مدارائى كنيد اى سليمان پس خدا در نزد شما از حال خود گشته و از آن متغير شده و آن چيزيست كه خداى عز و جل بآن وصف نميشود پس سليمان منقطع شد و نتوانست سخن بگويد بعد از آن امام رضا ٧ فرمود كه اى سليمان يك مسأله از تو ميپرسم گفت بپرس فداى تو گردم حضرت فرمود مرا خبر ده از خود و از اصحاب خود كه شما با مردم سخن ميكنيد بآنچه ميفهمند و مىشناسند يا بآنچه نمىفهمند و نمىشناسند گفت بلكه سخن ميكنيم بآنچه مىفهمند و ميدانند امام رضا ٧ فرمود پس آنچه مردم ميدانند آنست كه مريد غير اراده است و آنكه مريد پيش از اراده است و آنكه فاعل پيش از مفعول است و اين سخن قول شما را كه اراده و مريد يك چيزاند باطل ميگرداند سليمان گفت فداى تو گردم اين امر نسبت باو بر آن وضعى نيست كه مردم مىشناسند و نه بر آنچه ايشان مىفهمند حضرت فرمود پس شما را چنان مىبينم كه علم اين را بدون معرفتى ادعا كردهايد و گفتيد كه اراده چون سميع و بصير است آيا