اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٥ - «باب پنجاه و دويم» بر بيان بداء و بداء بر وزن سلام بمعنى ظاهر شدن چيزيست كه بيش از آن پوشيده و پنهان باشد و آن بر خدا روا نيست
پروردگار مائى و حضرت فرمود كه بيرون آورد از پشت آدم نسل او را تا روز قيامت پس ايشان بيرون آمدند چون مورچگان و خدا خود را بايشان شناسانيد و صفت خود را بايشان نمود و اگر اين نبود كسى پروردگار خود را نمىشناخت و فرمود كه رسول خدا ٧ فرمود كه هر فرزندى متولد مىشود بر فطرت يعنى بر معرفت باينكه خداى عز و جل آفريننده او است و اين معنى قول آن جناب است كه وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ يعنى و هر آينه اگر از كافران بپرسى كه كى آسمانها و زمين را آفريده البته خواهند گفت كه خدا آنها را آفريده حديث كرد ما را ابو احمد قاسم بن محمد بن احمد سراج همدانى گفت كه حديث كرد ما را ابو القاسم جعفر بن محمد بن ابراهيم سرنديبى گفت كه حديث كرد ما را ابو الحسن محمد بن عبد الله بن هرون الرشيد در حلب كه گفت حديث كرد ما را محمد بن آدم بن ابى اياس گفت كه حديث كرد ما را پسر ابو ذيب يا ابو ذئب از نافع از پسر عمر كه گفت رسول خدا ٦ فرمود كه اطفال خود را بر گريستن ايشان مزنيد زيرا كه گريه ايشان در چهار ماه شهادت باينست كه خدائى نيست مگر خدا و چهار ماه صلوات بر پيغبر و آل آن حضرت : و چهار ماه دعاء است از براى پدر مادرش
«باب پنجاه و دويم» بر بيان بداء و بداء بر وزن سلام بمعنى ظاهر شدن چيزيست كه بيش از آن پوشيده و پنهان باشد و آن بر خدا روا نيست
چنان كه بيايد و ليكن چون در لوح محو و اثبات تغيير در امر و بهم ميرسد اين تغيير را بداء ميگويد و بر خدا روا باشد چه اين تغيير در حقيقت بداء نيست بلكه بداء نما است و آنچه در احاديث در باب جواز بداء بر خدا وارد شده مراد از آن قسم دويم است و اما قسم اول در امتناع آن در باب خدا اشكالى نيست زيرا كه مستلزم جهل است و جهل بر خدا محالست