اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٧٦ - «باب پنجاه و دويم» بر بيان بداء و بداء بر وزن سلام بمعنى ظاهر شدن چيزيست كه بيش از آن پوشيده و پنهان باشد و آن بر خدا روا نيست
پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از احمد بن محمد بن عيسى از حجال از ابو اسحق ثعلبه از زراره از يكى از آن دو نفر يعنى امام محمد باقر يا امام جعفر صادق ٨ كه فرمود خدا پرستيده نشد بچيزى كه مانند بداء و تصديق بجواز وقوع آن باشد.
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از ايوب بن نوح از ابن ابى عمير از هشام بن سالم از حضرت صادق ٧ كه فرمود خداى عز و جل تعظيم نشد بچيزى كه مثل بداء باشد حديث كرد ما را محمد بن على ماجيلويه «رضى» گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم از پدرش از اين ابى عمير از هشام بن سالم از محمد بن مسلم از حضرت صادق ٧ كه فرمود خداى عز و جل هيچ پيغمبرى را بپيغمبرى مبعوث نگردانيد تا آنكه در باب سه خصلت از او عهد و پيمان ميگرفت يكى اقرار ببندگى و ديگر خلع انداد كه بيگانگى آن جناب قائل باشد و همتايان و و شريكان از برايش قرار ندهد و از آنها دست بردارد بوضعى كه هرگز رو بايشان نرود سيم آنكه اعتراف كند كه خدا هر چه را كه خواهد پيش اندازد و هر چه را كه خواهد بتاخير افكند و بهمين اسناد از هشام بن سالم و حفض بن بخترى و غير ايشان از حضرت صادق ٧ در اين آيه كه يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ مرويست كه گفت حضرت فرمود كه آيا خدا محو ميكند مگر آنچه را كه بوده و آيا اثبات فرموده مگر آنچه را كه نبوده حديث كرد ما را حمزة بن محمد علوى «ره» گفت كه خبر داد ما را على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش از ابن ابى عمير از مرازم بن حكيم كه گفت شنيدم از حضرت صادق ٧ كه ميفرمود هرگز هيچ پيغمبرى بمنصب پيغمبرى نميرسيد تا آنكه از براى خداى عز و جل به پنج خصلت اقرار مينمود يعنى ببداء و مشيت و سجود و عبوديت و طاعت حديث كرد ما را حمزة بن محمد علوى «ره» از على بن ابراهيم بن هاشم از ريان بن صلت كه گفت شنيدم از حضرت امام رضا ٧ كه ميفرمود هرگز خدا هيچ پيغمبرى را نفرستاده مگر بتحريم شراب و بآن كه از برايش به بداء اقرار كند حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق «ره» گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يعقوب گفت كه حديث