اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٣٥ - «باب بيست و نهم» در بيان نامهاى خداى تبارك و تعالى و فرق ميانه معانى آنها و معانى نامهاى آفريدگان
هلاك و نابود ميسازد و عقوبت ميكند ايشان را و اين چون قول خداى عز و جل است كه أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ يعنى نابود كرد خدا كارهاى ايشان را و آنها را بسبب كفر ايشان باطل گردانيد و فرو ريزانيد.
«وفى» وفى معنيش آنست كه خدا بعهد ايشان وفاء ميكند و بعهد خويش ايفاء مينمايد و تمام ميفرمايد گفته مىشود كه مرد وفى و موفى يعنى كسى كه عهد خود را بجا مىآورد و قد وفيت بعهدك و اوفيت دو لغت است.
«وكيل» وكيل معنيش متولى است يعنى كسى كه قائم بحفظ ما است و بآن قيام دارد و اين معنى وكيل بر مال از ما است و معنى دويم آنكه خدا معتمد و پناهست و توكل اعتماد بر او است و پناه آوردن بسوى او.
«وارث» وارث معنيش آنست كه هر كه خدا او را مالك چيزى گرداند ميميرد و آنچه در ملكش بوده ميماند و كسى غير از خداى تعالى آن را مالك نميباشد.
«بر» بر معنيش صادق است گفته مىشود كه صدق فلان و بر يعنى فلانى راست گفت و گفته مىشود كه برت يمين فلان هر گاه سوگندش راست باشد و ابرها اللَّه يعنى خدا آن را بر صدق و راستى امضاء فرمود.
«باعث» باعث معنيش آنست كه خدا برميانگيزد هر كه را در قبرها است و ايشان را زنده ميگرداند و از براى جزاء و بقاء ايشان را محشور ميسازد.
«تواب» تواب معنيش آنست كه خدا توبه را قبول ميكند و از گناه در ميگذرد هر گاه بنده از آن توبه و بازگشت كند گفته مىشود كه تاب العبد الى اللَّه يعنى بنده بسوى خدا باز گشت نمود فهو تائب و تواب اليه يعنى پس آن بنده باز گردنده است بسوى آن جناب و تائب و تواب هر دو بر او صادق است و تاب اللَّه عليه يعنى خدا توبه او را قبول فرموده فهو تواب عليه يعنى پس آن جناب تواب بر او است كه توبه او را قبول فرموده و او را تائب نميگويند و توب بمعنى توبه است و گفته مىشود كه أتاب فلان من كذا در حالى كه