اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٨٣ - «باب سى و ششم» در رد بر ثنويه و زنادقه
بيرون رفتن است از قابليت بسوى فعليت و قابلى كه خالى باشد از وصف پيش از اتصاف آن را ندارد و كسى كه چيزى را ندارد آن را اعطاء نميتواند كرد و خدا كه خالق است بخود چيزى نميدهد كه بآن كامل گردد و لهذا ميفرمايد كه آن جناب بچگونه بودن و در كجا بودن شناخته نميشود چه معلوم شد كه چون و كجا مخلوق او است و او بر آنها مقدم است و بهيچ حاسه كه چيزها را دريابد او را نتوان شناخت و او را بچيزى قياس نميتوان نمود آن مرد عرض كرد كه پس در اين هنگام خدا هيچ نيست هر گاه بهيچ حاسه از حواس درك نشود حضرت امام رضا ٧ فرمود كه واى بر تو چون حواست از دريافتنش عاجز شدند پروردگاريش را انكار كردى و ما حواسى كه داريم چون از دريافتنش عاجز شدند يقين كرديم كه آن جناب پروردگار ما و بخلاف چيزها است آن مرد عرض كرد كه پس مرا خبر ده كه در چه زمان بوده و كى موجود شده حضرت امام رضا ٧ فرمود كه مرا خبر ده كه در چه زمان نبوده تا تو را خبر دهم كه كى بوده آن مرد عرض كرد كه پس دليل بر او چيست حضرت امام رضا ٧ فرمود كه من چون نظر كردم بسوى بدن خود و مرا زيادتى و نقصانى در پهنا درازى آن و دفع كردن ناخوشيها از آن و كشيدن منفعت بسوى آن ممكن نبود دانستم كه اين بنا را بناگذارنده هست پس بوى اقرار و اعتراف نمودم با آنچه ميبينم از گردش چرخ بقدرت او و پديد آوردن ابرها و گردانيدن بادها و روان شدن آفتاب و ماه و ستارگان و غير اينها از آيتهاى عجيبه محكمات دانستم كه هر يك از اينها را تقديركننده ايست كه اين تقديرات نموده و پديد آورندهايست كه اينها را پديد آورده آن مرد عرض كرد كه پس چرا محتجب شده و در پرده رفته كه كسى او را نمىبيند حضرت امام رضا ٧ فرمود كه حجاب و پرده بر خلق بجهت بسيارى گناهان ايشان است و اما آن جناب هيچ پنهان و پنهانشده در ساعتهاى شب و روز بر او پوشيده و پنهان نباشد آن مرد عرض كرد كه پس چرا حاسه ديده او را در نمييابد فرمود بجهت فرق ميانه او و خلقش كه حاسه ديدها از ايشان و از غير ايشان ايشان را در مىيابد بعد از آن خدا از اين بزرگوارتر است كه ديده او را دريابد يا خيالى باو احاطه نمايد يا عقلى او را ضبط كند آن