اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧١ - «باب بيست و ششم» در بيان معنى خوشنودى خداى عز و جل و خشم او
محمد بن عيسى يقطينى از مشرفى از حمزة بن ربيع و در كافى بجاى ربيع مرتفع است و بعضى آن را تحريف ناسخين شمردهاند از آنكه حمزه او را ذكر كرده كه گفت در مجلس حضرت باقر ٧ بودم در هنگامى كه عمرو بن عبيد بر آن حضرت داخل شد و بوى عرض كردم كه فداى تو گردم قول خداى تبارك و تعالى وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى كه ترجمهاش اينست كه و هر كه بر او فرود آيد خشم من پس بحقيقت كه هلاك شده و از اوج سعادت بحضيض شقاوت يا در هاويه و دوزخ افتاده مراد از اين خشم چيست حضرت باقر ٧ فرمود كه مراد از آن عقاب است اى عمر و بدرستى كه هر كه گمان كند كه خداى عز و جل از چيزى زائل مىشود و بسوى چيز ديگر مىرود كه از صفتى بصفتى ميگردد و متغير و متبدل مىشود او را بصفت مخلوق وصف كرده و خداى عز و جل چيزى او را از جا بدر نمىآورد و او را تغيير نميدهد كه از حالى بحالى يا از وصفى بوصفى بگردد و بهمين اسناد از احمد بن ابى عبد اللَّه از پدرش مرويست كه آن را مرفوع ساخته بسوى حضرت صادق ٧ كه در قول خداى عز و جل فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ يعنى پس آن هنگام كه ما را سخت خشمناك و اندوهگين ساختند كينه كشيديم از ايشان فرمود كه خداى تبارك و تعالى اندوهگين نميشود و خشم نميگيرد چون اندوه و خشم مالكين آن جناب دوستانى چند را از براى خود آفريده كه اندوه ميخورند و خشم ميگيرند و خوشنود مىشوند و ايشان آفريدگانى چندند كه خدا ايشان را تدبير فرموده پس خوشنودى ايشان را خوشنودى خود و خشم ايشان را خشم خويش قرار داده و اين بجهت آنست كه ايشان را خوانندگان مردم بسوى خود و دليلان بر خود گردانيده و از براى همين چنين بلند مرتبه شدهاند كه بمرتبه اتحاد و يگانگى رسيدهاند و مقصود خدا اين نيست كه اين اندوه و خشم بخدا ميرسد چنان كه بآفريدگانش ميرسد و ليكن همين كه مذكور شد معنى آن چيزيست كه فرموده و نيز در حديث قدسى فرموده كه هر كه دوستى از دوستان مرا اهانت رساند و خوار گرداند بحقيقت كه با من مبارزه نموده بجنگ و مرا بجنگ خود طلبيده و بسوى آن خوانده و نيز فرموده كه مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ و نيز فرموده كه إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ بدرستى كه آنان كه با تو بيعت ميكنند جز اين نيست كه با خدا