اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٦٠ - باب شصت و دويم در تعريف و بيان و حجت و هدايت
ببندهاش بدى را اراده نمىكند مگر بجهت گناهى كه بنده آن را مرتكب مىشود و بآن مستوجب اين مىشود كه بر دلش مهر گذارد و شيطانى را بر او بگمارد كه او را گمراه گرداند و با او چنين نميكند مگر با استحقاق و سزاوارى و گاه باشد كه خداى عز و جل فرشته را بر بندهاش ميگمارد كه او را براستى و صواب ميدارد با استحقاق يا بفضل و برحمت خويش مخصوص ميسازد هر كه را كه ميخواهد و خداى عز و جل فرمود كه وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ يعنى «و هر كه خود را بر كورى دارد از ياد كردن خداوند بخشاينده بآن كه بحقيقت آن عارف باشد و از نظر كردن بحجتهاى روشن آن جناب چشم بپوشد تقدير كنيم از برايش شيطانى را يعنى بجهت اين تن بكورى دادن و تجاهل و نادانى بر خود بستن ويرا باز گذاريم و نظر التفات را از او باز گيريم و در نزد اين حال شيطان بر او دست يابد پس اين شيطان او را مصاحب و همنشين است و پيوسته باغوا و اضلال و وسوسه او مشغول باشد».
حديث كرد ما را عبد اللَّه بن محمد بن عبد الوهاب گفت كه خبر داد ما را احمد بن فضل بن مغيره گفت كه حديث كرد ما را منصور بن عبد اللَّه بن ابراهيم بن اصبهانى گفت كه حديث كرد ما را ابو شعيب محاملى از عبد اللَّه بن مسكان از ابو بصير از حضرت صادق ٧ كه از معرفت سؤال شد كه آيا آن مكتب است كه مردم آن را اكتساب مينمايند و بكسب حاصل ميكنند فرمود نه بآن حضرت عرض شد كه هر گاه چنين باشد پس آن از صنع خداى عز و جل و عطاى او است فرمود آرى و بندگان را در آن هيچ صنعى نيست و ايشان را است اكتساب اعمال خويش و آن حضرت ٧ فرمود كه افعال بندگان مخلوق است بخلق تقدير نه خلق تكوين و معنى اين آنست كه خداى تبارك و تعالى پيوسته عالم بوده بمقادير آنها پيش از بودن آنها.
حديث كرد ما را عبد الواحد بن محمد بن عبدوس نيشابورى عطار «رضى اللَّه» گفت كه حديث كرد ما را على بن محمد بن قتيبه نيشابورى از حمدان بن سليمان كه گفت عريضه بخدمت امام رضا ٧ نوشتم و او را از افعال بندگان سؤال ميكردم كه آيا آنها مخلوقند