اسرار توحيد (ترجمه توحيد صدوق) - اردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٤٤ - «باب شصتم» در بيان اينكه خداى تبارك و تعالى با بندگان خود نميكند مگر آنچه را كه از براى ايشان اصلح باشد
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق رضى اللَّه عنه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن ابى عبد اللَّه كوفى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن اسماعيل برمكى گفت كه حديث كرد ما را جعفر بن سليمان بن ايوب خزاز گفت كه حديث كرد ما را عبد اللَّه بن فضل هاشمى گفت كه بحضرت صادق ٧ عرض كردم كه بچه علت خداى تبارك و تعالى ارواح را در بدنها قرار داد بعد از بودن آنها در ملكوت بالاترش در بلند ترين جايى حضرت ٧ فرمود كه خداى تبارك و تعالى دانست كه ارواح در بزرگوارى آنها در هر زمان كه بر حال خود واگذاشته شوند بيشتر آنها بسوى دعوى پروردگارى مشتاق و آرزومند شودند در حالتى كه غير از خداى عز و جل باشند پس خدا بقدرت خويش آنها را قرار داد در ابدانى كه در ابتداى تقدير آنها را از براى اين ارواح تقدير و اندازه فرموده بود بجهت نظر و التفاتى از براى آنها و رحمت بآنها و بعضى از آنها را ببعضى ديگر محتاج كرد و بعضى از آنها را بر بعضى بست و درجات و پايهاى بعضى از آنها را زبر بعضى بلند گردانيد و بعضى از آنها را ببعضى كفايت فرمود و پيغمبرانش را بسوى اينان فرستاد و حجتهاى خود را بر ايشان گرفت در حالى كه مژده دهندگان و بيمكنندگانى چند بودند كه ايشان را امر ميكردند بفراگرفتن بندگى و فروتنى از براى معبودشان بانواعى كه ايشان را بآنها ببندگى گرفته و عبادت از ايشان خواسته و عقوبتى چند در عاجل اين دنيا و عقوبتى چند در آجل و آخرت و ثوابى چند در عاجل و ثوابى چند در آجل از براى ايشان نصب فرمود تا باين وسيله ايشان را در خوبى رغبت و در بدى بيرغبتى دهد و تا ايشان را بر طلب معيشتها و مكاسب رهنمائى فرمايد و باين واسطه بدانند كه ايشان پروريدگانند و بندگان آفريدگان و بر بندگيش اقبال كنند و بآن رو آورند و باين سبب نعمت هميشه و بهشت جاويد را مستحق شوند و ايمن شوند از آرزومندى و اشتياق بسوى آنچه ايشان را درست نيست بعد از آن حضرت ٧ فرمود كه اى پسر فضل بدرستى كه خداى تبارك و تعالى نظرش ببندگانش خوشتر و بهتر است از ايشان از براى نفسهاى خويش آيا نمىبينى كه در ميان ايشان كسى را نمى بينى مگر آن كس را كه برترى بر غير خود را دوست ميدارد تا آنكه از جمله ايشان كسى است